شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٣ - فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
اسماء جمال و رحمت، ظاهر شده، و خود ظهور تجلّى رحمت و جمال است؛ چون قلب عيسوى
« كانَ يَحْيى بْنُ زَكَريّا عَلَيْهِ السَّلامُ يَبْكي وَ لا يَضْحَكُ، وَ كانَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِمَا السَّلامُ يَضْحَكُ وَ يَبْكي، وَ كانَ الَّذِي يَصْنَعُ عِيسى عَلَيْهِ السَّلامُ أفْضَلَ مِنَ الَّذِي كانَ يَصْنَعُ يَحْيى عَلَيْهِ السَّلامُ». [١]- على نبينا و آله و عليه السّلام-. در اين قلوب، رجاء غلبه بر خوف دارد، و تجلّيات جمال غالب بر تجلّيات جلال است.
و يك طايفه از قلوب است كه به افق جلال و عظمت نزديكترند و آن قلوبى است كه از تجلّى جلال ظاهر شده، و خود ظهور تجلى جلالند؛ چون قلب يحيوى [عليه السلام]. در اين قلوب، خوف غلبه بر رجا و تجلّيات جلاليّه غالب بر تجلّيات جماليّه است.
و يك قسم از قلوب، آنهائى است كه جمع بين هر دو تجلى نموده و اين نحو قلوب، هر چه به افق اعتدال نزديكتر باشند، كاملترند، تا آن جا رسد كه تجلّيات جمال و جلال بر حدّ استواء و اعتدال حقيقى، بر قلب آنها ظاهر شود. نه جلال را بر جمال غلبه باشد و نه جمال را بر جلال. و صاحب اين قلبِ جمعىِ احدىِ احمدى، خاتم دائره كمال و جامع ولايت مطلقه و نبوّت مطلقه است. و آن، خاتم نبوّات و مرجع و مآب ولايات است. [٢]
و اين خوف و رجا كه از تجليات اسمائى است، منقطع شدنى نيست، و به
[١] اشاره است به اين حديث امام موسى كاظم (عليه السلام):
«كانَ يَحْيى بْنُ زَكَريّا عَلَيْهِ السَّلامُ يَبْكي وَ لا يَضْحَكُ، وَ كانَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِمَا السَّلامُ يَضْحَكُ وَ يَبْكي، وَ كانَ الَّذِي يَصْنَعُ عِيسى عَلَيْهِ السَّلامُ أفْضَلَ مِنَ الَّذِي كانَ يَصْنَعُ يَحْيى عَلَيْهِ السَّلامُ».
يعنى: يحيى بن زكريّا (عليه السلام) گريه مىكرد و نمىخنديد، و عيسى بن مريم (عليه السلام) مىخنديد و گريه مىكرد، و آنچه كه عيسى انجام مىداد، بهتر از آن چيزى بود كه يحيى انجام مىداد.
(اصول كافي، ج ٢، ص ٤٨٨، كتاب العشرة، باب الدُّعابة و الضحك، ح ٢٠؛ بحار الأنوار، ج ١٤، ص ١٨٨، باب قصص زكريّا و يحيى (عليهما السلام)، ح ٤٠؛ و نيز نگاه كنيد به: شرح فصوص الحكم، شيخ داود قيصري، ص ٣٩٨- ٣٩٩، فصّ يحيوي).
[٢] نگاه كنيد به: المقدَّمات من كتاب نصّ النصوص، سيّد حيدر آملي (ره)، ص ١٦٩؛ الإنسان الكامل، شيخ عبد الكريم جيلي، ص ١٣٢.