شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩ - مقدِّمةٌ
شجره خبيثه، تعلق محكم گردد.
حكيم، وقتى الهى و عالم هنگامى ربّانى و روحانى شود كه علمش الهى و ربّانى باشد و اگر علمى از توحيد و تجريد فرضاً بحث كند، ولى حق طلبى و خداخواهى او را به اين بحث نكشانده باشد، بلكه خودِ علم و فنون بديعه آن بلكه نفس و جلوههاى آن او را دعوت كرده باشد، علمش آيت و نمونه و نشانه نيست و حكمتش الهيّه نيست، بلكه نفسانيه و طبيعيّه است.
پس اين كه نزد علماء مشهور است كه يك قسم از علوم است كه خودش منظور است فى نفسه- كه در مقابل علوم عَمَليّه است [١]- در نظر قاصر درست نيايد، بلكه جميع علوم معتبره را سِمَت مقدّميت است؛ منتهى هر يك براى چيزى و به طورى مقدمه است. پس علم توحيد و توحيد علمى مقدمه است براى حصول توحيد قلبى، كه توحيد عملى است، و با تعمّل و تذكّر و ارتياض قلبى حاصل شود.
چه بسا كسانى كه صرف عمر در توحيد علمى نموده و تمام اوقات را به مطالعه و مباحثه و تعليم و تعلّم آن مصروف كردند و صبغه توحيد نيافتهاند و عالم الهى و حكيم ربّانى نشده، تزلزل قلبى آنها از ديگران بيشتر است، زيرا كه علوم آنها سِمَت آيه بودن نداشته و با ارتياضات قلبيّه سرو كار نداشتهاند و گمان كردهاند با مُدارسه فقط، اين منزل طى مىشود.
اى عزيز! جميع علوم شرعيّه مقدمه معرفت اللّه و حصول حقيقت توحيد
[١] گويا نظر به اين سخن شيخ الرئيس أبو على سينا در منطق شفاء دارند كه: و الفلسفة النظريّة إنّما الغاية فيها تكميل النفس بأن تعلم فقطْ. (غايت فلسفه نظرى تنها تكميل نفس است به اينكه فقط بداند).
(الشفاء، ج ١، ص ١٢، بخش منطق، مقاله اوّل، فصل ٢).