شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٣ - فصل سوّم در بيان آنكه تأنّى و تثبُّت از فطريات مخموره و از جنود عقل است، و تسرّع و شتابزدگى و بىثباتى و بىقرارى از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
طمأنينه و ثبات و تأنى و قرار است. دلى كه نورانى به معرفت حق- جلَّ و عَلا- شده باشد، مجارى امور را به قدرت او مىداند، و خود و جدِّيت و حركت و سكون خود و همه موجودات را از او مىداند، و زمام امر موجودات را به دست خود آنها نمىداند. چنين قلبى اضطراب و شتابزدگى و بىقرارى ندارد.
و به عكس، دلى كه از معرفت محتجب و در حجابهاى خودبينى و شهوات و لذّات حيوانى اندر است، از فوت لذّات حيوانى خوفناك است. چنين شخصى طمأنينه قلب را از دست داده و در كارها با عجله و شتابزدگى اقدام مىكند.
اهل معرفت گويند: دعا بر سه گونه است:
يكى، دعاى از روى استعجال، و آن دعاى عامّه است. اينان چون اسير مقاصد نفسانيّه هستند، در دعا نيز شتابزده هستند كه مبادا مقاصد دنياوى يا حيوانى از آنها فوت شود.
ديگر، دعاى از روى احتمال، و اين دعاى ارباب حكمت است. اينان نيز پابند مقاصد خويشند، و احتمال مىدهند دعا در جريان امور قضائى دخالت داشته باشد و قضاى حق تعالى مقيّد به دعا باشد؛ از اين جهت دعا كنند.
سوّم، دعاى از روى امتثال است، و اين دعاى اصحاب معارف است. آنان از اسارت نفس بيرون آمدند، و براى آمال نفسانيّه و لذّات خويشتن لَب به دعا نگشايند.
| من گروهى مىشناسم ز اوليا |
| كه زبانشان بسته باشد از دعا [١] |