شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - فصل چهارم در بيان علاج غضب در حال فَوَران آن
است- يكى از شماها ترسيد، خود را به زمين بچسباند (يعنى از جاى خود حركت نكند)؛ زيرا كه پليدى شيطان مىرود در اين هنگام».
« فَإذا خافَ أحَدُكُمْ ذلِكَ مِنْ نَفْسِهِ فَلْيَلْزَمِ الأرْضَ، فَإنَّ رِجْزَ الشَّيْطانِ لَيَذْهَبُ عَنْهُ عِنْدَ ذلِكَ». [١]
و نيز از حضرت باقر نقل شده كه: «اگر كسى غضب كرد به قومى، در صورتى كه ايستاده است، فوراً بنشيند كه رجز شيطانى از او مىرود، و اگر به خويشاوندش غضب كرد، جلو برود و او را مَس كند؛ كه رحم وقتى مَس شد، ساكن مىشود».
« وَ أيُّما رَجُلٍ غَضِبَ عَلى ذِي رَحِمٍ فَلْيَدْنُ مِنْهُ فَلْيَمُسَّهُ، فَإنَّ الرَّحِمَ إذا مُسَّتْ سَكَنَتْ». [٢]
و از طرق عامّه منقول است كه: «پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- وقتى غضب مىفرمود، اگر ايستاده بود، مىنشست و اگر نشسته بود، به پشت مىخوابيد؛ غضبش ساكن مىشد».
« كانَ إذا غَضِبَ وَ هُوَ قائَمٌ جَلَسَ، وَ إذا غَضِبَ وَ هُوَ جالِسٌ اضْطَجَعَ، فَيَذْهَبُ غَضَبُهُ». [٣]
و اگر غضب انسان سركشى كرد و عنان را از انسان گرفت و شدّت و اشتعال پيدا كرد، ديگران بايد او را علاج كنند. در اين صورت، خيلى صعب العلاج است و با پند و موعظت كار از پيش نمىرود؛ ناچار اين جا بايد با تخويف و ترساندن يا حاضر شدن اشخاصى كه از آنها حشمت مىبرد [علاج كنند]؛ زيرا غضب در پيشگاه آنان كه در نظر انسان بزرگ و صاحب حشمتند، اشتعال ظاهرى پيدا نكند و محتقن در باطن شود، و توليد حزن در باطن كند.
و گاه شود به واسطه اين احتقانِ غيظ، انسان دچار أمراض مُهْلِكه شود. از اين
[١] اين است متن حديث:
«فَإذا خافَ أحَدُكُمْ ذلِكَ مِنْ نَفْسِهِ فَلْيَلْزَمِ الأرْضَ، فَإنَّ رِجْزَ الشَّيْطانِ لَيَذْهَبُ عَنْهُ عِنْدَ ذلِكَ».
(اصول كافي، ج ٢، ص ٢٣١، باب الغضب، ح ١٢).
[٢] متن حديث شريف، چنين است:
«وَ أيُّما رَجُلٍ غَضِبَ عَلى ذِي رَحِمٍ فَلْيَدْنُ مِنْهُ فَلْيَمُسَّهُ، فَإنَّ الرَّحِمَ إذا مُسَّتْ سَكَنَتْ».
(همان كتاب، ص ٢٢٩، ح ٢).
[٣] متن اين خبر، چنين است:
«كانَ إذا غَضِبَ وَ هُوَ قائَمٌ جَلَسَ، وَ إذا غَضِبَ وَ هُوَ جالِسٌ اضْطَجَعَ، فَيَذْهَبُ غَضَبُهُ».
(كنز العُمّال، مُتَّقي هندي، ج ٧، ص ١٤١، ح ١٨٤٠٤).