شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - فصل دوّم در درجات و مراتب زهد است
محتمل است، ترك از روى بىرغبتى باشد يا بىرغبتى و بىميلى مطلق باشد.
پس معلوم شد كه چهار احتمال مىرود:
اوّل آن كه زهد عبارت باشد از بىرغبتى به دنيا مطلقاً، چه اعراض كند عملًا يا نكند.
دوّم آن كه ترك دنيا باشد عملًا، چه بىرغبت باشد يا نباشد.
سوم آن كه بىميلى ملازم با ترك باشد.
چهارم آن كه ترك از روى بىرغبتى باشد.
و شايد احتمال سوم در بين اين احتمالات ارجح باشد، و بعد از آن احتمال چهارم ارجح است، و پس از آن احتمال اوّل. و اما احتمال دوم بعيد است؛ زيرا كه به حسب نصّ اهل لغت، زهد خلاف رغبت است [١]، چنانچه در اين روايت شريفه هم آن را همان طور معنى فرموده است. و شك نيست كه رغبت در شىء عبارت از ميل نفسانى است؛ نه عمل خارجى. گرچه رغبت ملازم با عمل نيست، لكن نوعاً از رغبت نيز عمل حاصل شود. از اين جهت مىتوان گفت كه زهد نيز عبارت از بىرغبتى و بىميلى است كه نوعاً با ترك و اعراض مقارن باشد، گرچه ملازم نباشد؛ و اين احتمال پنجم است در معنى زهد.
بالجمله، در معنى زهد بىرغبتى و بىميلى كه از صفات نفسانيّه است، مأخوذ است.
فصل دوّم در درجات و مراتب زهد است
بايد دانست كه از براى زهد، همچون ساير صفات نفسانيّه و مقامات انسانيّه
[١] القاموس المحيط، فيروزآبادى، ج ١، ص ٣٠٩.