شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - مقدِّمةٌ
سوم: آن كه استفاده از نكات علميه منحصر به اهل علم و فضل است و دست عامّه از آن كوتاه است و ما را نظر به استفاده عموم بلكه عو امّ است.
چهارم- و آن عُمده است-: آن كه مقصود مهم از صدور اين احاديث شريفه و مقصد اسنى از بسط علوم الهيّه، افهام نكات علميّه و فلسفيّه و جهات تاريخيّه و ادبيّه نيست و نبوده؛ بلكه غايت القُصواى آن سبكبار نمودن نفوس است از عالم مُظلَم طبيعت و توجّه دادن ارواح است به عالم غيب و منقطع نمودن طاير روح است از شاخسار درخت دنيا، كه اصل شجره خبيثه است، و پرواز دادن آن است به سوى فضاى عالم قدس و محفل انس، كه روح شجره طيّبه است. و اين حاصل نيايد مگر از تصفيه عقول و تزكيه نفوس و اصلاحِ احوال و تخليص اعمال.
چنانچه رسول خدا- صلى اللّه عليه و آله و سلم- در حديث شريف كافى، كه علم را منحصر فرمود به سه چيز
« ... ثمّ قالَ النَّبي صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ: إنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيَةٌ مُحْكَمَةٌ، أوْ فَرِيضَةٌ عادِلَةٌ، أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ، وَ ما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ». [١]؛ تعبير از قسم اوّل، كه علم عقايد است، به «آيه و نشانه محكمه» فرمود و اين بدين نكته است كه حتّى علوم عقايد نيز بايد آيت الهيّه باشد و منظور و مقصود از آن، طلب حق و جستجوى محبوب مطلق باشد، كه اگر متكلّمى فرضاً يا حكيمى نقد عمر خود را صرف در شُعَب مُتشَتِّته و فنون متكثره علم كلام و حكمت كند، و علمْ آيتِ الهى و آلتِ حقجوئى و حق خواهى نباشد، خودِ آن علمْ حجاب، بلكه حجاب اكبر شود، و علمش علم الهى، و حكمتش حكمت الهيه نخواهد بود. بلكه پس از بحث بسيار و قال و قيل بىشمار، قلب را به عالم طبيعت كثرت، اعتناءِ افزون شود و روح را به شاخسار
[١] عَنْ أبي الحَسَنِ مُوسى- عليه السلام-:
«... ثمّ قالَ النَّبي صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ: إنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيَةٌ مُحْكَمَةٌ، أوْ فَرِيضَةٌ عادِلَةٌ، أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ، وَ ما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ».
(اصول كافي، ج ١، ص ٢٤، كتاب العلم، باب ٣، ح ١).