شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٥ - فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
موسى كليم- عَلى نَبِيِّنا وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِ السَّلام- با مقام بزرگ نبوّت و معرفت، پس از آن رياضات، چون در مقام مقدّسين و اصحاب محبّت قدم نهاد و به ملاقات محبوب شتاب كرد، نداى «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» [١] او را از محبت زن و فرزند، منع كرد [٢] كه هان! اگر خيال ورود در وادى عشق و محبت- كه وادى مقدَّسين و مُخلَصين است- دارى، با محبتِ ديگران نتوان در آن قدم نهاد با آن كه محبت موسوى چون محبّت امثال ما نخواهد بود، و شايد از اين جهت تعبير شده است به «نعلين» كه در اسفل اعضا است و سهلُ الخلع است.
بالجمله، با حبّ دنيا و نفس، هوس معرفت اللَّه در سر پختن هوس خامى است، و اگر در مقام تهذيب باطن و تصفيه قلب و تعديل اخلاق است نيز، با محبت دنيا و نفس موفق به قطع مادّه يكى از موبقات و مهلكات نفسانيّه و متحلّى به يكى از حليههاى فضايل نفسانيه نخواهد شد. مبدأ تمام تهذيبات، تعديل قواى ثلاثه واهمه شيطانيّه و شهويّه بهيميّه و غضبيّه سَبُعيّه است، و حرص به دنيا و محبّت به آن اين قوى را از حال اعتدال خارج كند. برافروخته شدن آتش شهوت و غضب در اثر حبّ نفس و دنيا است، و در اثر آن قوه واهمه از اعتدال خارج شود و به تدبيرات شيطانيّه برخيزد.
و اگر درصدد تعمير آخرت و جنّت اعمال است، از راه تقوى و اعمال صالحه نيز با حبّ دنيا، موفق به هيچ يك از مراتب آن نشود. حبّ دنيا انسان را به محرّمات الهيّه وادار كند و از واجبات شرعيّه منصرف كند. ترك واجبات ماليّه
[١] [اى موسى] پاىپوشِ خويش را بيرون آور، كه تو در وادى مقدَّسِ طُوى مىباشى. (طه/ ١٢).
[٢] اين تأويل براى خَلْع نَعْلَيْن، مُتَّخذ است از آنچه كه طبرسي در كتاب الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٦٣، از امام عصر مهدى موعود (عليه السلام) نقل كرده است.