شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٢ - فصل دوم در اركان توكل است
و او را از قبايح اعمال منصرف نمىكند، با آن كه حفظ محضر و احترام حاضر و احترام عظيم و احترام منعم و احترام كامل همه از فطريات عائله انسانى است.
اين نيست جز آن كه علوم رسميه برهانيه از حظوظ عقل هستند، و از آنها كيفيت و حالى حاصل نشود.
و همين طور، چه بسا حكيم عظيم الشأنى كه عمر خود را در اثبات سعه احاطه قدرت الهى صرف كرده و مفاد «لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه» را به برهان علمى قطعى ثابت نموده، و دست تصرف موجودات عاليه و دانيه و قواى غيب و شهادت را از مملكت وجود- كه خاصّ ذات مقدس مالك او است- كوتاه نموده، و همه عالم را به عجز و نياز در درگاه مقدّس حق ستوده، و حقيقت «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» [١] را به برهان بحثى مشّائى دريافته، و توحيد افعالى را در تحت موازين علميّه درآورده، با همه وصف، خود طلب حاجات از مخلوق ضعيف فقير كند، و دست حاجت به پيشگاه ديگران دراز كند. اين نيست جز آن كه ادراك عقلى و علم برهانى را در احوال قلوب تأثيرى نيست، و ماوراى اين قريه قراى ديگرى و در پس اين شهر شهرهاى عشقى است كه ماها در خم يك كوچه هستيم.
اين كه ذكر شد، نه اختصاص به فيلسوف يا حكيم داشته باشد، بلكه چه بسا عارف اصطلاحى متذوّقى كه لاف از تجريد و تفريد و توحيد و وحدت زند، به همين درد دچار است.
و چه بسا فقيه و محدِّث و متعبِّد بزرگوارى كه با آثار و اخبار معصومين- عليهم السلام- مأنوس و احاديث باب توكّل على اللَّه و تفويض الى اللَّه و ثقه
[١] اى مردم، شما به خداوند نيازمند هستيد، و خداست كه بىنياز ستوده است. (فاطر/ ١٥).