شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - فصل سوم در فرق ميان خوف، كه از جنود عقل و رحمان است، و ميان قنوط، كه از جنود جهل و شيطان است
مقدّسش، مثل اين حالت دور، و از رحمتش مهجور كند.
و از دامهاى بزرگ ابليس، آن است كه در ابتداء بنده را به غرور كشاند، و او را به اين وسيله افسارگسيخته كند، و از معاصى كوچك به بزرگ و از آن به كبائر و موبقات كشد. و چون مدتى بدين منوال با او بازى كرد و او را به خيال رجاء به رحمت، به وادى غرور كشاند، در آخر كار، اگر در او نورانيّتى ديد كه احتمال توبه و رجوع داد، او را به يأس از رحمت و قنوط كشاند و به او گويد: «از تو گذشته و كار تو اصلاح شدنى نيست.»
و اين دام بزرگى است كه بنده را از درِ خانه خدا روگردان كند، و دست او را از دامن رحمت الهى كوتاه نمايد. و اين منشأ خرابيهاى عجيب و مفاسد بيشمار است؛ كه ضرر اين اشخاص به خود و به ديگران، از هر كس بيشتر است. و اين از غايت جهل و نهايت شقاوت است.
پس انسان بايد در صدد علاج براى اين كبيره مهلكه برآيد، و تفكر در رحمتهاى واسعه حق و لطفهاى خفىّ و جلىّ آن ذات مقدّس كند. خداى تبارك و تعالى درباره انسان ملاطفتها و رحمتهاى خاصّه فرموده، علاوه بر آن رحمتها كه با ساير حيوانات شركت دارد و در حيات حيوانىِ او يا مقام نباتىِ او مدخليت دارد؛ حتى در اين مقامات نيز انسان را از ساير حيوانات به كرامتهائى ممتاز فرموده.
آب و هوا- كه هر يك مدار حيات حيوانى، بلكه نباتى است- از نعمتهائى است كه ما غافل از آن هستيم. و چون غرق اين دو نعمت بزرگ هستيم، آن را جزء حساب نمىآوريم.
قبل از اين كه انسان متولّد شود خداوند براى او غذائى كه مناسبترين غذاهاست براى آن وقت او تهيه فرموده. و انسان را مختص فرموده به اين كه، محبت او را در دل پدر و مادرش، بيش از ساير حيوانات قرار داده؛ به اين معنا كه