شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٩ - فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
و ما در اين اوراق از آن احتراز مىنمائيم ولى از اشاره اجماليه چاره نيست.
پس بايد دانست كه توجه به كمال مطلق و عشق به كمال مطلق را سابقاً مذكور داشتيم كه از فطريّات است. و اكنون گوئيم كه اين كمال مطلق و جمال على الاطلاق كه همه سلسله بشر عاشق و فريفته آنند، حق تعالى- جلّ جلاله- است؛ زيرا كه به برهان ثابت است كه ذات مقدّس بسيط الحقيقه [١] است، و بسيط الحقيقه بايد كمال و جمال مطلق باشد، و ديگر موجودات جلوهاى از جلوات فعل و رشحه [اى] از رشحات فيض مقدّس اويند، پس هر يك را محدوديّت و تعيُّنى است كه تنزّل از كمال مطلق دارند. و همين معشوق حقيقى كه ذات مقدّس است، بايد واحد على الاطلاق باشد، و الّا از بساطت حقيقت خارج شود و كمال مطلق نبوَد. و نيز اين ذات معشوقه همه سلسله بشر به فطرت اصليّه، داراى همه كمالات است- و إلّا از كمال مطلق خارج شود- و معشوقْ كمال مطلق است.
و در سوره مباركه توحيد، كه نسب حق را بيان كند
« إنَّ الْيَهُودَ سَألُوا رَسُولَ اللّهِ( صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقالُوا: انْسِبْ لَنا رَبَّكَ، فَلَبِثَ ثَلاثاً لا يُجِيْبُهُمْ، ثُمَّ نَزَلَتْ« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ...» الى آخِرِها». [٢]، به همين برهانِ هويّت مطلقه، اثبات احديّت و جامعيّت و تنزيه از نقص را به طورى بديع كه متعمّقان ادراك كنند، فرموده.
و چون حقيقت ولايت به نزد اهل معرفت عبارت از فيض منبسط مطلق
[١] نگاه كنيد به: الأسفار الأربعة، ج ٦، ص ١٠٥- ١٠٠، فصل ٩ از موقف ١.
[٢] اشاره است به اين حديث امام صادق (عليه السلام) كه فرمودند:
«إنَّ الْيَهُودَ سَألُوا رَسُولَ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقالُوا: انْسِبْ لَنا رَبَّكَ، فَلَبِثَ ثَلاثاً لا يُجِيْبُهُمْ، ثُمَّ نَزَلَتْ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ...» الى آخِرِها».
يعنى: يهوديان از پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) سؤال كردند و گفتند: نسبت خدايت را براى ما تبيين كن. پيامبر سه روز درنگ كرد و به ايشان پاسخى نداد، سپس سوره توحيد نازل شد.
(اصول كافى، ج ١، كتاب التوحيد، باب ٧، ح ١).