شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦ - نكتةٌ
و مقبَّحات و نقايص خود بازمىدارد. و اين حجاب ارث ابليس است، و در هر كس قوّت گيرد منسلك در ذريه ابليس خواهد شد، گر چه به صورت و ولادت مُلكيه، وليده و ذريّه آدم باشد؛ زيرا كه ميزان در عالم انسانيّت و ملكوت، كه شيئيّت اشياء به آن است، ولادت ملكوتيّه است؛ چنانچه زاده ملكوتى، عيسى مسيح، فرموده است:
«لَنْ يَلِجَ مَلَكُوتَ السَّماءِ مَنْ لَمْ يُوْلَدْ مَرَّتَيْنِ».
[١]
و اين ولادت ثانويه كه مبدأ ولوج ملكوت اعلى است- كه به ملكوتِ سماء از آن تعبير شده- متوقف بر آن است كه از اين حجب كه ارث ابليس است، خارج و به حقايق اسماء كه ارث آدم- عليه السلام- است، متحقق شود. و تحقق به حقايق جنود عقليه از مقدمات تحقق به حقايق اسماء است.
قوله:
«خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أنَا ضِدُّهُ وَ لا قُوَّةَ لِي بِهِ، فَأعْطِني مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ ما أعْطَيْتَهُ».
اهل تحقيق گويند: اين مذاكره جهل و خواستن جنود براى معارضه عقل، لسان استعداد است نه لسان مقال. [٢]
و اين مناسب نيست با آنچه قبل از اين ذكر كرديم [٣] كه جعل عقل و جنود آن و جهل و جنود آن به تَخَلُّل جعل مستقل نيست؛ يعنى اين طور نيست كه اوّل عقل را، مجرّد از اين جنود، جَعْل كنند پس از آن، جنود را در آن جعل كنند و همين طور جهل را؛ بلكه جعل عقل، جعل جميع شئون ذاتيه او است؛ چنانچه
[١] كسى كه دو بار به دنيا نيامده باشد، در ملكوت آسمان سير نمىكند.
(شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين شيرازى، ج ١، ص ٣٦١ و ٤١٧).
[٢] شرح اصول الكافي، ج ١، ص ٤١١.
[٣] رجوع كنيد به ص ٥٩.