شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٣ - فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
خود و ديگران بكشند، ولى افعال و اعمال آنها شباهت ندارد به كسى كه از عظمت حق، جلوهاى در قلب او حاصل باشد و از سعه رحمت حق تعالى پرتوى در لوح نفس آنها نور افكنده باشد.
اينان در امور آخرت، تهاون و تنبلى كنند و اسمش را رجاء واثق گذارند، و صورت اتكاءِ به عظمت حق به آن دهند. ولى در امور دنياوى، با كمال حرص و عجله مشغول به جمع و ضبطند؛ گوئى خداى تعالى فقط در آخرت و راجع به امور آخرتى، بزرگ است و در امور دنيائى بزرگى ندارد.
اينان در امور دنياوى كاملًا اعتماد به نفس و خلق دارند و از حق كاملًا غافلند، حتى اسمش را نيز نبرند، و در امور آخرتى گويند: توكل به خدا داريم.
اين نيست مگر غرور.
بالجمله، صاحبان رجاء از عمل بازنمىمانند، بلكه جديّت آنها بيش از ديگران است. ولى اعتماد آنها به عمل خود نيست، بلكه اعتماد آنها در عين عمل كردن، به حق است؛ زيرا كه هم قصور خود را مىبينند و هم سعه رحمت را.
مغرورين اشخاصى را مانند كه در ايّام بذر افكندن و تخم افشاندن و به عمل زراعت مشغول شدن، مشغول لهو و لعب شوند و با تنبلى سر بَرند و بگويند:
خدا بزرگ است، بىبذر نيز مىتواند بدهد.
راجين، به زارعى مانند كه در موقع خود، قيام به عمل رعيتى كند و در موقع خود، بذرافشانى كند و آبيارى نمايد؛ ولى تنميه و توليد آن را از حق بخواهد و ظهور ثمره و پيدايش نتيجه را از حق و قدرت او بداند. دنيا مزرعه آخرت است؛ چنانچه اين مطلب مبرهن [١] و از رسول ختمى- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نيز
[١] الأسفار الأربعة، ج ٩، ص ١٢١- ١٣١، فصل ١- ٢ از باب دهم.