شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٦ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولو الألباب است
هلاكت مىرسانيم.
بار الها! مگر فيض تو از ما دستگيرى فرمايد، و رحمت واسعه ذات مقدّست شامل حال ما افتادگان شود، و به هدايت و توفيق تو راه هدايت و رستگارى از براى ما باز شود «إنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيْمٌ». [١]
فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولو الألباب است
عزيزا! تو اگر اهل برهان و فلسفهاى، با برهان «كلُّ مجرّد عاقلٌ» [٢] و «بسيط الحقيقة كلُّ الكمال» [٣] از ما وراء عوالم غيبيّه تا منتهى النّهايه عالم حس و شهادت را به علم بسيط احاطى ازلى، بىشايبه كثرت و تحديد و بىوصمه حجاب و تقييد، از ازل تا ابد، ذرّات موجودات را در حضرت علميّه منكشف دانى- چنانچه شايد اشاره به برهان «كلُّ مجرّد عاقل»، بلكه يا وجهى «بسيط الحقيقة كلُّ الكمال» باشد قول خداى تعالى: «أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» [٤]، چنانچه با برهان فلسفى متين دريافتى كه تمام ذرات كائنات ازلًا و أبداً، عين حضور پيش حق و عالم بشراشره محضر مقدس حق است، و به آن بيان كه اثبات كند كه عالم عين ربط و محض تعلق است به حق، اثبات علم فعلى حق كنى، چنانچه اشاره به مراتب علم فعلى در كتاب خدا فرمايد در آيه شريفه:
[١] به راستى كه تو، مُشفِق و مهربان هستى. (حشر/ ١٠).
[٢] رجوع شود به الأسفار الأربعة، ج ٣، ص ٤٤٧.
[٣] رجوع شود به همان مصدر، ج ٢، ص ٣٦٨ و ج ٦، ص ١١٠.
[٤] آيا كسى كه موجودات را آفريد، از حال آنها آگاه نيست؟! و حال آنكه او از اسرار دقيق با خبر، و نسبت به همه چيز آگاه مىباشد. (مُلك/ ١٤).