شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٢ - فصل چهارم موعظت در اين باب
بكوش، و از حيلههاى نفسانى غافل مشو كه نفس و شيطان در كمين هستند، و در پى فرصت مىگردند كه انسان را از راه حق برگردانند.
هيچ گاه به كمالات خود مغرور مشو؛ كه غرور از شيطان است. هميشه به خود بدبين باش، و از سوء عاقبت در ترس و هراس باش.
و اگر ديدى در تو از اين علوم اعجاب و خودبينى و خودپسندى حاصل شده است، بدان كه طعمه ابليس شدى و از راه سعادت دور افتادى. و آن گاه نظر كن ببين جز پاره [اى] اصطلاحاتِ بىمغز، چه در دست دارى؟ آيا مىتوان با اين اصطلاحات، ملائكة اللَّهِ غلاظ و شداد را جواب داد؟ آيا مىشود با هيولى و صورت و معانىِ حرفيّه و مانند اينها، خداى عالم را بازى داد؟ گيرم در اين عالم كه كشف سراير نمىشود، بتوان به بندگان خدا تدلّل و تكبّر كرد و با آنها با تحقير و توهين رفتار كرد، آيا مىتوان در قبر و قيامت هم باز با همين پاى چوبين رفت و از صراط هم مىتوان با اين پاى چوبين گذشت؟
علم قرآن و حديث، بايد اصلاح حال تو را كند و اخلاق دوستان خدا را در تو ايجاد كند؛ نه پس از پنجاه سال تحصيل علوم دينى، به صفات شيطانى تو را متّصف كند.
به جان دوست قسم كه اگر علوم الهى و دينى، ما را هدايت به راه راستى و درستى نكند و تهذيب باطن و ظاهر ما را نكند، پستترين شغلها از آن بهتر است؛ چه كه شغلهاى دنيوى نتيجههاى عاجلى دارند و مفاسد آنها كمتر است، ولى علوم دينى اگر سرمايه تعمير دنيا شود، دين فروشى است و وزر و وبالش از همه چيز بالاتر است.
حقيقتاً چقدر كم ظرفيّتى مىخواهد كه به واسطه دو سه تا اصطلاح بىسر و پا كه ثمرات شيطانى نيز دارد، انسان به خود ببالد و عُجْب كند، و خود را از