شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٨ - فصل سوّم در تحصيل فضيلت عدالت
نفسانيه نيست الّا آنكه آن را تا در اين عالم است انسان مىتواند اصلاح كند، گرچه در نفس ريشه كرده باشد و ملكه شده باشد و مستحكم گرديده باشد.
غايت امر آن كه در شدت و كثرت رياضات نفسانيّه فرق مىكند، و هر چه مشكل و سخت و محتاج به مشاقّ بدنى و رياضات روحيه باشد ارزش دارد؛ زيرا كه باز هر چه هست تا انسان در اين نشئه است در تحت اختيار خود و با اعمال عبادى و امثال آن انجام مىگيرد.
ولى خداى نخواسته، اگر انسان با ملكات فاسده و اوصاف خبيثه به عالم ديگر منتقل شود، اگر نور فطرت و ايمان در باطن ذاتش محفوظ باشد نيز، اصلاح و تزكيه و تصفيه نفس از تحت اختيار او خارج شود؛ بلكه قبل از خروج روح از بدن نيز اختيار سلب شود، و طرق ديگرى براى اصلاح او به كار برده شود؛ مثل سختيها و فشارهاى حال احتضار و قبض روح و وحشتهاى رؤيت ملائكه موكّله به اين عمل- كه مأمورين غلاظ و شداد حقّند-، و مثل ظلمتها و فشارهاى قبر بلكه عذابهاى گوناگون قبر كه از عوالم غيبيه است؛ چنانچه در روايت است از حضرت رسول- صلَّى اللَّه عليه و آله- كه: «قبر يا باغى از باغستانهاى بهشت و يا گودالى از گودالهاى جهنم است».
« القَبْرُ إمّا رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ أوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النّيِرانِ». [١]
و در روايت است از حضرت صادق كه: «مسلط مىشود بر كافر در قبرش نود و نُه اژدها كه اگر يكى از آنها نفخه كند به زمين، هر گز درختى از زمين روئيده نشود».
« أنَّهُ يُسَلَّطُ عَلَى الكافِرِ في قَبْرِهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ تِنّيناً ... لَوْ أنَّ تِنّيناً مِنْها نَفَخَ فيِ الأرْضِ لَمْ تُنْبِتْ زَرْعاً». [٢]
[١] متن حديث نبوي اين است:
«القَبْرُ إمّا رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ أوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النّيِرانِ».
(بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٠٥، كتاب العدل و المعاد، باب ٨).
[٢] متن روايت چنين است:
«أنَّهُ يُسَلَّطُ عَلَى الكافِرِ في قَبْرِهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ تِنّيناً ... لَوْ أنَّ تِنّيناً مِنْها نَفَخَ فيِ الأرْضِ لَمْ تُنْبِتْ زَرْعاً».
(بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢١٨، كتاب العدل و المعاد، باب ٨، حديث ١٣).