شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٣ - فصل سوّم در تحصيل فضيلت عدالت
هيچ منحرف و معوج نشده است، براى كسى ديگر مقدّر و ميسور نيست، و آن به تمام معنى خط احمدى و خط محمدى است و ديگران از سايرين، سير به تبع كنند، نه به اصالت. و چون خط مستقيمِ واصل بين دو نقطه، بيش از يكى نيست، از اين جهت، فضيلت به قول مطلق و سير بر طريق عدالت و بر سبيل اعتدال، بيش از يكى نيست؛ ولى رذايل را انواع بسيار بلكه غير متناهى است. ولى اجناس كليه آن را به هشت قسم تقسيم نمودهاند؛ زيرا كه براى هر يك از اين فضايل چهارگانه دو طرف است: يكى حد افراط؛ و يكى تفريط، از اين جهت، اجناس رذائل هشت است.
و اين جمله، در كتب حكماء و كتب اخلاقيّه، با انواع هر يك كه در تحت اين اجناس است، مذكور است [١] و صرف عمر در اطراف تعديد و حصر و حساب آنها، كمكى به سير انسانى و كمالات آن نمىكند.
فصل سوّم [در تحصيل فضيلت عدالت]
بدان كه تعديل قواى نفسانيّه، كه غايت كمال انسانى و منتهاى سير كمالى بسته به آن است بلكه به يك معنى خود آن است، از مهمات امور است كه غفلت از آن، خسارت عظيم و خسران و شقاوت غير قابل جبران است.
و انسان تا در عالم طبيعت است ممكن است قواى سركش خود را تعديل كند و نفس چموش سركش را در مهار عقل و شرع كشد، و اين در اول جوانى
[١] تهذيب الأخلاق، ابن مسكويه، ص ٣٨- ٣٩؛ أخلاق ناصري، ص ١١٢- ١٢٢؛ جامع السعادات، ج ١، ص ٩٤؛ همان جلد، ص ٩٩- ١٠٨.