شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٤ - فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
چنانچه حضرت امير المؤمنين- صلوات اللَّه و سلامه عليه- فرموده:
«الدُّنْيا جِيْفَةٌ وَ طالِبُها كِلابٌ»
[١]، و شايد جهت تشبيه در استعاره آن جناب، همين جوشش قوه غضبيّه باشد كه در انسان، در حكم كلب يا خود كلب است.
بالجمله، علاج قطعى اكثر مفاسد به علاج حبّ دنيا و حبّ نفس است؛ زيرا كه با علاج آن، نفس داراى سكونت و طمأنينه شود، و قلب آرامش پيدا كند، و داراى قوّه و ملكه اطمينان شود، و به امور دنيا سهل انگارى كند، و به هيچ مأكل و مشرب اهميت ندهد، و اگر كسى با او در امرى از امور دنيا مزاحمت كند، او با خونسردى تلقّى كند و به سهل انگارى برگزار نمايد، و چون محبوب او طعمه اهل دنيا نيست، دنبال آن به جوش و خروش برنخيزد. و قطع ريشه محبت دنيا گرچه امر مشكلى است- خصوصاً در اوّل امر و ابتداء سلوك-، ولى هر امر مشكلى با اقدام و تصميم عزم آسان شود. قوه اراده و عزم به هر امر صعب مشكلى حكومت دارد، و هر راه طولانى سنگلاخى را نزديك و سهل كند.
انسان سالك نبايد متوقع باشد كه در ابتداء امر، قلع اين ماده فساد و رفع اين مرض مهلك را يك دفعه مىتواند بكند؛ ولى با تدريج و صرف وقت و فكر و رياضات و مجاهدات و بريدن شاخههاى آن و قطع بعض ريشهها، مىتواند كم كم موفّق به مقصود شود؛ ولى بايد اوّل، اين امر را بداند كه خار طريق انسان در هر مقصد و مقصود دينى، حبّ دنيا و نفس است. اگر از اهل معارف و جذبه و جذوه است، حبّ دنيا و نفس بزرگترين حجابهاى رخسار محبوب است:
«مادر بتها بت نفس شما است». [٢]
[١] «دُنيا مُردارست و جويندگان و طالبانِ آن سگهايند». (تصنيف غُرر الحكم، ص ١٣٧، با اندكى اختلاف).
[٢] مادرِ بُتها، بُتِ نفس شماست زانكه آن بُت، مار و اين يك، اژدهاست
(مثنوي معنوي، جلال الدين مولوي، دفتر اوّل، ص ٢٢).