شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٨ - فصل سوّم در بعض مراتب صبر، كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
بر ما است كه بطور اجمال اين مراتب را كه در اين عبارت است، شرح كنيم:
أمّا صبر للَّه، از مقامات نازله سالكين است كه از خود و آمال نفسانيّه منسلخ شدند، و مهاجرت الى اللَّه كردند. پس در اين انسلاخ هر چه بكنند، براى حق است؛ نه براى خود. و مادامى كه انسان در جلباب نفسانيّت و حجاب خودى است، تمام حركات و سكنات و مناسك و عباداتش براى خود است؛ حق تعالى و توحيد و اطاعت او را هم براى خود مىخواهد. و مادامى كه انسان در بيت نفس است و قدمش قدم سير به باطن خود است، مهاجر الى اللَّه نيست، و مسافر و سالك نيست؛ مانند سير در بلد مىماند كه هر چه از گوشه بلد به گوشه ديگر سير شود، سفر محقق نشود.
پس تا خروج از بيت نفس و بيرون رفتن از انانيّت نباشد، سفر الى اللَّه و هجرت به سوى او محقق نشود، و پيش اهل معرفت، تمام رياضاتش رياضت باطل است. و چون خروج از بيت محقَّق شد، سالك شود، و صبر در اين مقام صبر للَّه است.
و امّا صبر باللَّه را دو مقام است: يكى براى سالك ثابت است، و يكى براى اهل صَحْو بعد المَحْو.
و در اين جا مراد مقام اوّل است، و آن عبارت از آن است كه سالك پس از خروج از بيت و هجرت الى اللَّه مشاهده كند كه تمام حركات و سكناتش به حول و قوّه خدا است، و خودش دخالت در چيزى ندارد، پس صبر خود را چون هر چيز خود، باللَّه داند. و اين غير از اعتقاد يا برهان است، بلكه مشاهده به عيان است؛ زيرا كه اعتقاد و برهان راجع به اهل حجاب است.
و امّا مقام دوّم كه راجع به اهل صَحْو است؛ آن پس از آن است كه طى مقامات سلوك شد، و منتهى به فناء كلّى و محو مطلق گرديد، پس به عنايت حق