شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٩ - فصل سوّم در بعض مراتب صبر، كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
تعالى ارجاع به مملكت خودش كردند براى دستگيرى از افتادگان. در اين مقام، وجود او و شئون وجوديّه او حقّانى شده، و تمام حركات و سكناتش در اين مقام باللَّه است؛ يعنى به وجود حقّانى است. پس او در اين مقام عَينُ اللَّه و اذُن اللَّه و يدُ اللَّه است «عَلىٌّ عَيْنُ اللَّهِ وَ اذُنُ اللَّهِ وَ يَدُ اللَّهِ».
« أنَا عَيْنُ اللَّهِ، وَ أنَا يَدُ اللَّهِ، وَ أنَا جَنْبُ اللَّهِ، وَ أنَا بابُ اللَّهِ» [١]
امّا صبر على اللَّه و آن پس از تمكين اين مقام است؛ يعنى مقام صبر باللَّه به معنى اوّلش. پس سالك چون خود را از مطلق تصرفات برىّ و عارى ديد، و تمام واردات را از حق تعالى ديد و متصرّفى در خود و عالَم جز او نديد، پس صبر او صبر على اللَّه شود؛ بلكه تمام بليّات و مصيبات را جلوههاى اسماء و صفات بيند.
و همان طور كه اهل حجاب بر بليّات صبر كنند، اينان بر خدا و شئون اسمائيه يا ذاتيه او صبر كنند.
و امّا صبر فى اللَّه؛ پس آن از براى اهل حضور است كه مشاهده جمال اسمائى كردند. پس در آن مشاهدات و جلوات هر چه صبر كنند و دل را از استهلاك و اضمحلال نگه دارند، صبر فى اللَّه است.
و امّا صبر مع اللَّه؛ پس آن براى مشاهدين جمال ذات است كه از مقام مشاهده جمال اسمائى بيرون رفته و به مشاهده ذاتى رسيدهاند. آنها هر چه در اين جلوات صبر كنند و خودنگهدار شوند، صبر مع اللَّه است. و پس از اين، مقام استهلاك و فناء است كه اسم و رسمى از سالك و صبر و سلوك نيست.
[١] اشاره است به اين فرمايش أمير المؤمنين و مولى الموحِّدين عليّ بن أبي طالب- عليهما السلام-:
«أنَا عَيْنُ اللَّهِ، وَ أنَا يَدُ اللَّهِ، وَ أنَا جَنْبُ اللَّهِ، وَ أنَا بابُ اللَّهِ»
يعنى: من چشم خدا، دست خدا، جنب خدا و باب خدا هستم. (اصول كافى، ج ١، ص ١١٣، باب ٢٣ از كتاب التوحيد، ح ٨).
و نظير اين حديث است آنچه را كه شيخ صدوق (ره) در كتاب التوحيد، ص ١٦٤، باب ٢٢، ح ١، نقل فرموده است.