شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٨ - فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
جاه و مال و منصب و رياست، طمأنينه نفس را از دست ندهد، و حقيقت حلم و بردبارى و طمأنينه نفس در انسان پيدا شود، و قرار و ثبات نفس روزافزون شود.
و براى قلع اين مادّه- كه مايه تمام مفاسد است- انسان هر چه رياضت بكشد، بجا و بموقع است، و الحق ارزش دارد. و براى قلع آن، تفكّر در احوال گذشتگان و تفكّر در قصص قرآنيّه بهترين علاج است. عبرت گرفتن از احوال اشخاصى كه داراى سلطنتها و عظمتها و مال و منالها بودند، و استفاده از آنها در چند روز محدودى كرده و براى مدتهاى غير متناهى حسرت آن را به گور بردند، و وزْر و وبال آن شامل حالشان شد، براى انسانِ بيدار بهترين سرمشق است.
انسان عاقل بايد مقدار زندگانى خود را در دنيا و احتياج خود را به سازوبرگ آن با مقدار زندگانى خود در آخرت و احتياج به سازوبرگ آنجا مقايسه كند، آن گاه جدّيت خود را در تحصيل سازوبرگ اين زندگانى و آن زندگانى، تجزيه و پخش كند؛ ببيند بايد براى صد سال فرضى چه مقدار تهيه كند، و براى زندگانى ابدى- كه آخر ندارد- چه اندازه تهيه كند، آن گاه ببيند كه در آن عالم با چه حسرتها و ندامتها مواجه مىشود «وَ الْعَصْرِ^ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ». [١]
به خدا قسم كه انسان خسارتش به قدرى است كه اگر اطّلاع بر آن حقيقتاً پيدا كند، آرام و قرار نخواهد گرفت؛ تمام سرمايههاى سعادت خود را از دست داده سهل است، در راه تحصيل شقاوت خرج نموده و با عرق جبين و كدّ يمين براى خود، جهنّم و آتش تهيه كرده. براى احتياج چند ساله به زندگانى دنيا، تمام اوقات خود را كه بايد صرف تحصيل زندگانى ابدى كند، از دست داده و دلبستگى به جائى پيدا كرده كه پس از چند روزى از دست خواهد داد، و به جز
[١] سوگند به زمان. كه انسان در زيان كارى است. (عصر/ ٢- ١).