شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - فصل دوّم در بيان آنكه استسلام از جنود عقل و استكبار از جنود جهل است
چنانچه قلب اگر معيوب باشد و آفت خودبينى و خودخواهى در آن متمكّن شود، كبر در آن حاصل شود. و آن حالتى است نفسانيّه كه حالت بزرگ ديدن خود و بالاتر ديدن خود از ديگران است. و اگر بر طبق اين حالت نفسانيّه رفتار كند، و در ظاهر بزرگى فروشد بر بندگان خدا، گويند: تكبر كرد. و اگر از روى اين كبرياء نفسانى نافرمانى و سركشى كند، گويند: استكبار نمود. پس استكبار نافرمانى و سركشى حاصل از كبر است، و آن در مقابل استسلام است كه انقياد صورى از روى تسليم باطنى است. پس، نه هر انقيادى استسلام است و نه هر نافرمانى و سركشى استكبار است.
فصل دوّم [در بيان آنكه استسلام از جنود عقل و استكبار از جنود جهل است]
از بيان فصل سابق معلوم توان كرد كه «استسلام» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «استكبار» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است؛ زيرا كه انسان چون به فطرت اصليه خود- كه فطرت سالمه است، و از مواهب الهيه است در اصل خميره خلقت- باقى باشد، و آفات و عيوب نفسانيّه و احتجاب و كدورت روحيّه براى او دست نداده باشد، به همان فطرت سليمه حق را دريابد، و نيز محبت به حق پيدا كند. پس بالفطره، در مقابل آن خاضع شود و تسليم آن شود. و چون تسليم شود، ناچار استسلام براى او رخ دهد.
و در حديث است كه پيغمبر- صلَّى اللَّه عليه و آله- فرمود:
«المُوْمِنُونَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ، إنْ قُيِّدُوا انْقادُوا؛ وَ إنْ انْيِخُوا اسْتَناخُوا».
[١]
[١] مؤمنان سهل گير و نرمخو هستند، (مانند شترِ رام) وقتى كه بسته شوند مُنقاد مىگردند، و اگر (بر صخرهاى) خوابانيده شوند مىخوابند و آرام مىگيرند. (بحار الأنوار، ج ٦٤، ص ٣٥٥، ح ٥٨).