شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - فصل دوّم در توضيح و تتميم اين مطلب است
واضح است كه گرويدن غير از علم و ادراك است.
فصل دوّم در توضيح و تتميم اين مطلب است
بدان كه ايمان به معارف الهيّه و اصول عقايد حقّه صورت نگيرد مگر به آنكه اولًا: آن حقايق را به قدم تفكر و رياضت عقلى و آيات و بيِّنات و براهين عقليه ادراك كند، و اين مرحله به منزله مقدّمه ايمان است، و پس از آن كه عقل حظّ خود را استيفاء نمود، به آن قناعت نكند؛ زيرا كه اين قدر از معارف، اثرش خيلى كم است و حصول نورانيّت از آن، كمتر شود. پس از آن، بايد سالك الى اللَّه اشتغال به رياضات قلبيّه پيدا كند، و اين حقايق را با هر رياضتى شده به قلب رساند، تا قلب به آنها بگرود.
پس در اين جا، مراتب ايمان فرق كند، و شايد معناى حديث شريف كه فرمايد: «علم نورى است كه خداى تعالى در دل هر كس كه خواهد افكند»
« الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاءُ». [١] همين باشد؛ زيرا كه علم باللَّه تا در حد عقل است، نور است، و پس از رياضات قلبى، خداى تعالى آن را در قلوب مناسبه افكند، و دل به آن بگرود.
مثلًا، حقيقت توحيد، كه اصلِ اصول معارف است، و اكثر فروع ايمانيه و معارف الهيه و اوصاف كامله روحيّه و صفات نورانيّه قلبيّه از آن منشعب شود، تا در ادراك عقلى است، هيچ يك از اين فروع بر آن مترتب نشود، و انسان را به هيچ يك از آن حقايق نرساند.
مثلا، توكّل به خداى تعالى يكى از فروع توحيد و ايمان است. ما غالباً يا به
[١]
«الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاءُ».
(موسوعة اطراف الحديث النَّبوي الشَّريف، ج ٥، ص ٥١٨).