شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٢ - فصل چهارم در ذكر بعض از اخبار شريفه در اين باب و بيان اجمالى آنها
قلب از حق شود. پس معلوم شد كه قفلِ ايمان رفق است، و كسى كه نصيب آن رفق باشد، ايمان نيز نصيب او شود.
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيهِ السَّلامُ- قالَ:
«قالَ رَسُولُ اللّهِ- صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- مَا اصْطَحَبَ اثْنانِ إلَّا كانَ أعْظَمُهُما أجْراً وَ أحَبُّهُما إلى اللّهِ، أرْفَقَهُما بِصاحِبِهِ».
[١]
وَ بِاسْنادِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيهِ السَّلامُ- قالَ: «يا عُمَرُ!
لا تَحْمِلُوا عَلى شِيْعَتِنا، وَ ارْفُقُوا بِهِمْ؛ فِإنَّ النّاسَ لا يَحْتَمِلُونَ ما تَحْمِلُونَ».
[٢] فرمود به عمر بن حنظله كه تحميل نكنيد بر شيعيان ما، و رفق و مدارا كنيد با آنها؛ زيرا كه مردم تحمُّل نمىتوانند بكنند آنچه شما تحمُّل مىكنيد.
و اين حديث شريف، دستور كلّى است براى خواص؛ زيرا كه مردم هم در تحمل علوم و معارف و هم در تحمل اعمال قلبيّه و قالبيّه مختلفند، و هر علمى را خصوصاً در باب معارف، نتوان افشا پيش هر كس كرد، بلكه سراير توحيد و حقايق معارف، از اسرارى است كه پيش اهلش بايد مكتوم و مخزون باشد. و نوع گمراهيها و إضلالها و تكفيرها از اين باب پيدا شده.
و اين كه مردم، حتى علماء ظاهر، از علوم الهيّه احتراز كنند و گرد معارف و حقايق نمىگردند، براى همين است كه بعضى از ارباب اصطلاح و ذوق يا اصحاب علوم رسميّه عرفانيّه تهتّك كردند، و مقاصد شريفه را با الفاظ زشت و قبيح بيان كردند، و از اصطلاح قرآن و حديث بيرون رفتند با آن كه همان مقاصد
[١] پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمودند: هيچ دو نفرى با هم دوست نشدند مگر آنكه در پيش خدا از جهت عظمت پاداش و محبوب بودن نزد خدا، آن كس بهرهورتر است كه با دوستش رفيقتر است.
(اصول كافي، ج ٢، ص ٩٨، باب الرِّفق، ح ١٥).
[٢] روضه كافي (٨)، ص ٢٧٥، ح ٥٢٢.