شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
و روايت ديگرى است به همين مضمون، الّا آن كه در آنجا فرمايد: «آنها دوستان ما نيستند».
« كَذَبُوا، لَيْسُوا لَنا بِمَوالٍ ...». [١]
و هم در كافى شريف از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت كند كه:
«مؤمن، مؤمن نيست تا آن كه خائف و راجى باشد و نمىباشد ترسناك و اميدوار، تا آن كه عمل كند به آنچه از آن مىترسد و اميدوار است».
« لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّى يَكُونَ خائِفاً راجِياً، وَ لا يَكُونُ خائِفاً راجِياً حَتّى يَكُونَ عامِلًا لِما يَخافُ وَ يَرْجُو». [٢]
و هم در كافى شريف از حضرت باقر- سلام اللَّه عليه- روايت كند كه:
«فرمود رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- كه: خداى- تبارك و تعالى- فرمود كه:
اعتماد نكنند آنهايى كه عمل مىكنند براى من، بر آن اعمالى كه مىكنند براى ثواب من؛ زيرا كه آنها اگر جدّ و جهد كنند و نفوس خود را به زحمت بيندازند در تمام عمر خود در عبادت من، آنها مقصِّرند و نمىرسند در عبادتهاى خود به حقيقت عبادت من. در آن چيزهايى [كه] طلب مىكنند نزد من- از كرامتها و نعيم بهشتى و درجات عاليه در جوار من-، و لكن به رحمت من وثوق داشته باشند و به فضل من اميدوار باشند و به حسن ظنّ، به من مطمئن باشند؛ زيرا كه رحمت من، در اين هنگام به آنها مىرسد و عطاى من مىرساند آنها را به رضاى من، و مغفرت من مىپوشاند به آنها لباس بخشش مرا. همانا من خداوند رحمان
[١] عين فرمايش امام صادق (عليه السلام) چنين است:
«كَذَبُوا، لَيْسُوا لَنا بِمَوالٍ ...».
(همان مصدر و همان باب، ص ٥٦، ح ٦).
[٢] متن روايت اين چنين است:
سَمِعْتُ أبا عَبْدِ اللّهِ (عَلَيْهِ السَّلامُ) يَقُولُ:
«لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّى يَكُونَ خائِفاً راجِياً، وَ لا يَكُونُ خائِفاً راجِياً حَتّى يَكُونَ عامِلًا لِما يَخافُ وَ يَرْجُو».
(اصول كافي، ج ٢، ص ٥٧، باب الخوف و الرَّجاء، ح ١١).