شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٩ - فصل هفتم در ذكر جمله اى از احاديث شريفه در اين باب
غضب الهى است.
آرى، اين نائره سوزان از باطن قلب بروز كند؛ چنانچه «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ^ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» [١] شايد صورت همين نار باشد كه از باطن دل بروز كند و مشرف بر فؤاد شود.
ما اكنون از آتش غضب الهى خبرى مىشنويم، و با هيچ بيانى ممكن نيست حقيقت آن را براى ما آن طور كه هست، بيان كنند. همّت دنيا و قاموس طبيعت كوتاهتر از آن است كه بتواند، حقايق عالم غيب و ماوراى طبيعت را به طورى كه هست، بيان كند. ما هر چه از جانب سعادت يا شقاوت مىشنويم، به مقايسه به اين دنيا و مأنوسات و عاديات خود از آن چيز مىفهميم، و عالم آخرت و ملكوت در تحت مقايسه و ميزان دنيا و مُلك در نيايد.
ما هر چه آتش ديديم، آتش مُلاصِق با بدن- آن هم نوعاً با سطح بدن- را ديديم و بيشتر و بالاتر از آن چيزى نيافتيم. تمام آتشهاى عالم دنيا را اگر روى هم گذارند، فؤاد انسان را نمىتواند بسوزاند؛ چه كه فؤاد از مراتب ملكوت است و آتش مُلكى به آن نرسد؛ آتش ملكى از حدّ بدن ملكى دنياوى خارج نشود. آن آتش ملكوتى الهى است كه باطن و ظاهر و روح و قلب و فؤاد و بدن را مىسوزاند، و از باطن قلب بروز كند، و به ظاهر از مجراى حواس نفوذ كند.
حضرت عيسى- عليه السلام- مىفرمايد: كسى كه بخواهد از آتش غضب الهى محفوظ باشد و گرفتار «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ» نشود، بايد خود را از اين آتش سوزان غضب حفظ نمايد.
و در حديث شريف كافى، حضرت باقر- عليه السلام- فرمود: «همانا اين
[١] آتش افروخته خداست كه بر دلها غلبه نمايد. (هُمَزة/ ٧- ٦).