شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٣ - فصل چهارم در ذكر بعض از اخبار شريفه در اين باب و بيان اجمالى آنها
به طور أكمل در كتاب خدا و احاديث ائمّه هدى- عليهم السلام- موجود است، ولى آنها به صورت بدى آن را جلوه دادند. از اين جهت، اسباب تنفّر طباع ظاهريين شده است. اينها نيز طاقت آن نداشتند كه لُبّ را از قشر و حقيقت را از صورت و معنى را از لفظ جدا كنند؛ يكسره با اصل مطلب مخالف شدند.
و شايد اشاره به اين معنى باشد رواياتى كه ايمان را تسهيم نموده به هفت سهم [١] يا ده درجه [٢] يا چهل و نه جزء [٣]، و فرمودهاند كسى [كه] داراى يك سهم است، نبايد دو سهم بر او تحميل كرد، و كسى كه داراى دو سهم است، نبايد سه سهم بر او تحميل نمود
« لا تَحْمِلُوا عَلى صاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ، وَ لا عَلى صاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلاثَةً ...». [٤]، و همين طور. و چون اختلاف درجات اعمال و طاقت و اشتياق بر آن غالباً از اختلاف درجات ايمان است، از اين جهت در احاديث شريفه براى تقريب به ذهن، مَثَلى ذكر فرمودند كه:
«مرد مسلمانى شخص نصرانى را دعوت به اسلام كرد تا قبول اسلام نمود.
پس مُسلِم سحر آمد و آن تازه مسلمان را بيدار كرد و برد به مسجد، و او را به نماز واداشت، و هر چه خواست آن بيچاره برود، عمل ديگرى پيشنهاد او كرد تا ظهر شد؛ نماز ظهر را خواندند. خواست برود، مُسلِم گفت: «بين ظهر و عصر فاصله [اى] نيست». عصر شد؛ نماز خواندند. خواست برود، نگذاشت تا نماز مغرب و عشا را خواندند و رفتند. فردا سحر باز مسلم آمد در منزل آن مرد، او را بيدار كرد كه عمل روز قبل را تجديد كند. شخص نصرانى گفت: «برو براى اين
[١] اصول كافي، ج ٢، ص ٣٥، كتاب الايمان و الكفر، باب درجات الايمان، ح ١.
[٢] همان مصدر، ص ٣٧، ح ٢.
[٣] همان مصدر، ص ٣٧، ح ١.
[٤] متن حديث امام صادق- عليه السلام- اين است:
«لا تَحْمِلُوا عَلى صاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ، وَ لا عَلى صاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلاثَةً ...».
(همان مصدر، ص ٣٥، ح ١).