شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٢ - فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
اكنون اگر از روى دقّت حساب شود، براى تحصيل مقدّمات يك غذاى لذيذ در دنيا، چه تعبهائى اهل دنيا به خود راه مىدهند؟! از مقدمات بعيده اگر حساب شود، مصيبت عظيم رخ مىدهد تا وقتى كه آن را تحصيل كرد، با آن همه مزاحمات و معارضات بيشمار، در طبخ و اصلاح آن محتاج به تعبهاى بسيار است. حتى در وقت أكل نيز مقدماتى دارد كه خالى از زحمت و تعب نيست، منتهى آن كه انسان، چون مأنوس است، به نظرش نمىآيد. و پس از خوردن، اول تعبهاى هضم و دفع كه هر يك مصيبتى است كه اگر عامّ البلوى نبود و انس نبود، هيچ وقت انسان حاضر براى تحمل هيچ يك نبود. اين حالِ لذّات اين عالم است.
اكنون ملاحظه كن دردها و رنجها و مصيبتها و ساير امور را كه انسان در هر روز زندگانى اين عالم به آن مبتلاست. پس آنچه كه انسان عاشق اوست- كه راحتى مطلق است- در اين عالم ميسور نيست، ولى در عالم ملكوت- به طورى كه ارباب شرايع خبر دادند [١]- اين راحتى مطلق موجود است. پس انسان بالفطره متوجه عالمى است كه در آن راحتى بىرنج و تعب، و لذّتى بىمزاحم و كدورت است.
و نيز انسان به حسب فطرت، عاشق حريّت و آزادى است كه هر چه بخواهد بكند، حتى اراده او نيز نافذ باشد؛ به طورى كه در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمى نباشد. و معلوم است كه در اين عالم، همچو قدرت و نفوذ اراده يافت نشود، لا أقل طبايع اين عالم تعصّى دارند كه تحت اراده انسان باشند- چنانچه واضح است- و اين طور سلطنت جز در عالم ما بعد الطبيعه- كه
[١] نگاه كنيد به: بحار الأنوار، ج ٨، ص ٧١، باب الجنّة و نعيمها (٢٣).