شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٨ - فصل سوّم در بيان آنكه «رفق» و «مدارا» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «خرق» و «عنف» از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
مدارا با بندگان خدا. و هيچ كس رفق نكند با كسى در دنيا مگر آن كه مرافقت كند خداى تعالى با او در آخرت. و رأس حكمت، ترس از خداى عزّ و جلّ است».
« كانَ آخِرُ ما أوْصى بِهِ الخِضْرُ مُوسى بْنَ عِمْرانَ- عَلَيْهِ السَّلامُ- أنْ قالَ لَهُ: لا تُعَيِّرَنَّ أحَدَاً بِذَنْبٍ، وَ إنَّ أحَبَّ الامُورِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلاثَةٌ: القَصْدُ فِي الجِدَةِ، وَ العَفْوُ فِي المَقْدِرَةِ، وَ الرِّفْقُ بِعِبادِ اللّهِ، وَ ما رَفِقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِي الدُّنْيا إلَّا رَفِقَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ يَوْمَ القِيَامَةِ، وَ رَأْسُ الحِكْمَةِ مَخافَةُ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى». [١]
و در باب ارتياض نفس و سلوك راه حق نيز رفق و مدارا با نَفس، از مهمّات به شمار مىرود. و چه بسا كه سختگيرى بر نفس، خصوصاً در اوائل امر و خصوصاً براى جوانها، اسباب تنفّر نفس از ارتياض و سلوك شود، و از زير بار حق فرار كند.
و خيلى اتفاق افتاده كه جوانهاى نورس بعد از چندى اشتغال شديد و مواظبت كامل در مستحبّات، به كلّى منحرف شدند و لا يبالى به دين گرديدند. و در روايات شريفه اشاره به بسيارى از اين امور كه مذكور شد هست [٢]، و پس از اين- إنْ شاءَ اللّه- بعضى از آنها را مذكور مىداريم.
فصل سوّم در بيان آنكه «رفق» و «مدارا» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «خرق» و «عنف» از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است.
و اين معنى محقَّق شود پس از آن كه معلوم شود كه رفق و مدارا و مصاحبت و رفاقت، از جَلَواتِ رحمت رحمانيّه و شئونِ آن است. قلبى كه در آن جلوه
[١] متن اين حديث كه از امام سجّاد- عليه السلام- نقل شده، چنين است:
«كانَ آخِرُ ما أوْصى بِهِ الخِضْرُ مُوسى بْنَ عِمْرانَ- عَلَيْهِ السَّلامُ- أنْ قالَ لَهُ: لا تُعَيِّرَنَّ أحَدَاً بِذَنْبٍ، وَ إنَّ أحَبَّ الامُورِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلاثَةٌ: القَصْدُ فِي الجِدَةِ، وَ العَفْوُ فِي المَقْدِرَةِ، وَ الرِّفْقُ بِعِبادِ اللّهِ، وَ ما رَفِقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِي الدُّنْيا إلَّا رَفِقَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ يَوْمَ القِيَامَةِ، وَ رَأْسُ الحِكْمَةِ مَخافَةُ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى».
(كتاب الخصال، ج ١، ص ١١١، ح ٨٣).
[٢] نگاه كنيد به: اصول كافي، ج ٢، ص ٧٠، باب الاقتصاد في العبادة.