شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٧ - فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است، چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» [١] كه حصر رزّاقيت به حق تعالى فرموده، اين معنى بطور اكمل مستفاد شود. و دقيقتر از اين، استفاده شدن اين گونه مطالب است، از مفتاح كتاب شريف الهى كه فرمايد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» [٢] كه تمام محامد و جميع اثنيه را منحصر به ذات مقدّس فرمايد، خصوصاً با متعلق بودن «بِسْمِ اللَّهِ» به «الْحَمْدُ لِلَّهِ» چنانچه در مسلك اولياء عرفان و اصحاب ايقان است [٣]، و در اين دقيقه اسرارى است كه كشف آن خالى از خطر نيست.
بالجمله، فطرت سليمه كه محتجب به تحت استار تعينات خلقيّه نشده، و امانت را چنانچه هست به صاحبش مردود نموده، در هر نعمتى شكر حق كند؛ بلكه نزد فطرت غير محجوبه، هر شكرى از هر شاكرى و هر حمد و ثنائى از هر حامد و ثناجوئى- به هر عنوان و براى هر كس و هر نعمت باشد- به غير ذات مقدس حق- جلّ و علا- راجع نشود، گر چه خود محجوبين گمان كنند مدح غير او كنند و ثناى غير او نمايند. و از اين جهت توان گفت: بعثت انبياء براى رفع اين حجاب و برچيده شدن استار از جلوه جمال أزلى- جلّت عظمته- است. و شايد كريمه شريفه: «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» [٤] و امثال آن [٥] اشاره به همين دقيقه باشد؛ و لكن انسان بيچاره محتجب كه فطرت سليمه الهيهاش را در پس پردههاى ظلمت تعينات خَلقيّه مستور و محجوب
[١] خداست روزى دهنده و داراى نيرويى سخت استوار. (ذاريات/ ٥٨).
[٢] ستايش خداى راست كه پروردگار جهانيان است. (حمد/ ٢).
[٣] تفسير القرآن الكريم، ابن عربى، ج ١، ص ١٠- ٩.
[٤] و هيچ موجودى نيست، مگر آن كه او را به پاكى مىستايد، ولى شما تسبيح گويى ايشان را نمىفهميد.
(إسراء/ ٤٤).
[٥] رجوع شود به: سورهاى رعد: ١٣، جمعه: ١، حديد: ٢.