شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٠ - فصل سوّم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره و جنود عقل و رحمان است، و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
مىكردند. [١] رنگهاى مباركشان در وقت نماز، كه ميعاد حضور اولياء- عليهم السلام- و معراج قرب آنها است، زرد مىشد [٢]، و پشت مباركشان مىلرزيد و از خود بىخود مىشدند. [٣]
در ليله معراج، رسول اكرم- صلَّى اللَّه عليه و آله و سلّم- به مشاهده هر جلوه [اى] از جلواتِ عظمت، غش مىكرد، و پس از آن، از جلوههاى انس و رحمت به هوشش مىآوردند [٤]. آن جا مقام خوف از چيزى جز عظمت نبود، و اسم و رسمى از عذاب و عقاب نبود. آن جا فطرت عشق و محبت، به تمام حقيقت و فطرتِ رهبت و رغبت، به تمام معنى بىشايبه احتجاب، حكم فرما در وجودش بود، و حكم فطرت از حكم حق جدا نبود.
و از اين جا بايد دانست كه جرئت به هر مرتبه كه باشد بىاحتجاب فطرت رخ ندهد؛ و به هر اندازه از احتجاب، رهبت از حق تعالى تبديل شود به خوفها و رهبتهاى ديگر؛ كه جامع همه، آن است كه خوف:
يا از شهود عظمت و جلال حاصل آيد به حسب تجلّيات افعالى، تا آخرين مراتب كه تجليات صفاتى است.
[١] چنانكه حالت غشوه براى حضرت أمير المؤمنين و مولى الموحّدين علي بن أبي طالب- عليهما السلام- بعد از دعاء و مناجات، دست مىداده است.
(نگاه كنيد به: بحار الأنوار، ج ٤١، تاريخ الإمام أمير المؤمنين على، ص ١٢).
[٢] چنانكه بروز اين حالت براى سبط اكبر پيامبر، حضرت امام حسن بن علي- عليهما السلام- در هنگام وضو گرفتن نقل شده است.
(نگاه كنيد به: بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٣٤٦، باب سنن الوضوء و آدابه، ح ٣٠).
و همچنين براى سائر ائمّه- عليهم السلام- نقل شده است. همان مصدر، ص ٣٤٧، ح ٣٢.
[٣] همان مصدر، ج ٤٦، تاريخ الإمام عليّ بن الحسين- عليهما السلام-، ص ٥٥، باب ٥، ح ٤؛ همان جلد، ص ٨٠، ح ٧٥.
[٤] بحار الانوار، ج ٧٩، ح ٧، كتاب الطهارة، باب علل الصلاة و نوافلها و سننها، ص ٢٤١، ادامه حديث ١.