شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٨ - فصل دوّم در بيان اختلاف درجات خوف است
درجه سوّم، خوف اخصّ خواصّ است و آن خوفِ از احتجاب است.
اينان توجهى به عطيّه ندارند، و شوق حضور و لذّت آن آنها را از دو دنيا منقطع كرده، ولى تا بقاياى نفسانيّت و انانيّت در كار باشد و اشتياق مشاهده و حضور را براى خود داشته باشند، محبت اللَّه و خلوصِ حقيقى نتوان آن را محسوب داشت، گرچه مقام شامخ بزرگى است كه جز خُلَّص از اهل معرفت به آن نتوانند رسيد، و دست طمع امثال ما محجوبان، از آن و كمتر از آن كوتاه است.
درجه چهارم، خوف اولياء است كه آنها از رنگ إنيَّت و أنانيّت پاك و پاكيزه شدند و منصبغ بصبغة اللَّه شدند «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً». [١] اينان، از جلوههاى جمال و جلال كه بر قلوب صافيهشان مىشود، رهبت برايشان حاصل مىشود.
و ببايد دانست كه در هر جمالى، جلال و عظمتى مختفى است. از اين جهت، از جلوه جمال، رهبت و خوف حاصل شود. و اين خوف از عظمت به طور كلّى به سه مرتبه بالغ شود؛ زيرا كه از جلوه افعالى و اسمائى و ذاتى حاصل گردد، و تفصيل آن از عهده اين اوراق خارج است. و رهبت و خوف حقيقى عبارت از همين درجه اخيره است كه پاى نفسانيّت و أنانيّت در كار نيست.
و در مقابلِ هر درجه از اين درجاتِ رهبت، درجه [اى] از جرئت است.
چنانچه درجه مقابل درجه اوّل، جرئتِ بر معاصى است، و در مقابل درجه دوّم، جرئت بر زلّات و لغزشها است، و در مقابل درجه سوّم، جرئت بر ورود در حجب است اختياراً، و مقابل درجه چهارم، جرئت بر خودبينى و صبغه نفسيّه شيطانيّه است ذاتاً و صفةً و فعلًا.
[١] و چه كسى از خداوند، خوشنگارتر است. (بقره/ ١٣٨)