شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٤ - فصل سوّم در بيان تأثير اعمال در قلب
ميزان شريعت الهيه شد، باطن او ملكه استقامت پيدا كند و صورت روح و باطن صورت مستقيمه انسانيّه شود. پس صورت جسمانيّه و ظاهر او در آن عالم مستقيم و به صورت جميله انسانيّه است.
و اگر مقام روحانيّت نفس و نشئه عقليّه آن تابع يكى از سه قوّه ديگر شد، پس هر يك از اين سه قوّه غلبه كرد و ديگر قوا را در تحت نفوذ خود قرار داد، و ظاهر و باطن مملكت انسانى را به حكم خود كرد، صورت باطن ملكوتى تابع آن شود. پس صورت غيبيّه ملكوتيّه يا به شكل سبعى از سباع شود اگر غلبه با قوه غضبيه شد، و يا به شكل بهيمه [اى] از بهائم شود اگر غلبه با شهوت شد و مملكتْ مملكت شهوى شد، و يا به شكل شيطانى از شياطين درآيد اگر غلبه با واهمه شيطانيّه شد و مملكت به تصرف شيطان درآمد. اينها صور بسيطه ملكوتيه است.
و گاه شود دو قوّه از اين سه قوّه حكمران در مملكت شود، و انسان در عين حال كه در كمال غضب است، در كمال شهوت نيز هست، يا با كمال شيطنت كمال شهوت يا كمال غضب نيز دارد. پس، از ازدواج هر يك از دو قوه، صورت مزدوجه ملكوتيّه پيدا شود كه نه سبع محض و نه بهيمه محض است و نه شيطان محض، و از تركيب هر دو قوه، سه صورت حاصل شود. و گاه شودْ كه هر سه قوه در انسان به كمال است، پس باطن، تابع هر سه شود، و از آن يك صورت مزدوجه از هر سه پيدا شود.
و ممكن است كه انسان در آن عالم در آنِ واحد بيشتر از يك صورت داشته باشد، يا در هر حال يك صورت داشته باشد؛ گاهى سبع و گاهى بهيمه و گاهى شيطان شود.
پس معلوم شد كه صورت انسانيّه يكى از اين هشت صورت است، و بقيه