شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩ - نكتةٌ
و نسبت غيب نفس به شهادت و برزخ آن، نسبت ظاهريّت و مظهريّت نيز نيست؛ بلكه نسبت ظهور و بطون شىء واحد است.
پس هر يك از احكام نشئات سهگانه به رفيق خود سرايت كند به مناسبت نشئه آن؛ مثلًا عبادات قالبيّه شرعيّه، اگر به آداب صوريّه و باطنيّه آيد، مورث تهذيب باطن شود، بلكه بذر توحيد و تجريد در روح افشاند؛ چنانچه تهذيب باطن قوه تعبّد را قوىّ و به حقايق توحيد و تجريد، انسان را مىرساند، و سرِّ توحيد باطن را مهذّب و جنبه عبوديت را كامل نمايد. از اين جهت، انسان سالك بايد در هر يك از نشئات ثلاثه نفس، قدم راسخ داشته باشد و از هيچ يك، هيچ گاه غفلت نكند.
ممكن است انسان را، يك نظر به نامحرمان يا يك لغزش كوچك لسانى، مدتها از سراير و حقايق توحيد بازدارد و از حصول جَلَوات محبوب و خَلَوات مطلوب- كه قرّة العين اهل معرفت است- بازدارد. پس وقوف در هر يك از مراحل و مراتب، و بىاعتنائى و قلّت مبالات به هر يك از نشَئات، موجب حرمان از سعادت مطلقه است و از دامهاى ابليس است.
مثلًا كسانى كه اهل مناسك و عبادت ظاهريّه هستند و شدت مبالات و اعتناء به آن دارند، شيطانْ عبادات صوريّه را در نظر آنها جلوه دهد، و همه كمالات را در نظر آنها منحصر و مقصور در همان عبادات و مناسك ظاهريّه كند، و ديگر كمالات و معارف را از نظر آنها بيندازد، بلكه آنها را نسبت به آنها و صاحبان آنها بدبين كند، پس صاحبان معارف را در نظر آنها مرمىّ به الحاد و زندقه و صاحبان اخلاق فاضله و رياضات نفسيّه را مرمىّ به تصوّف و امثال آن كند، و آن بيچارگان بىخبر را سالها در صورت عبادات محبوس كند، و به