شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٦ - فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضايل علم از طريق نقل
«فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ» [١] ... إلى آخره و در سوره حجر فرمايد: «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» [٢]، و اين موارد، مورد عنايت خاص است.
بالجمله نسبت تعليم را به ربّ انسانِ كامل دادن، بزرگتر عظمت است از براى حقيقت علم، چنانچه واضح است.
و از آياتى كه غايت شرف علم و فضيلت آن را مدلّل كند، آيه شريفه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ» [٣] است كه شهادت اولو العلم را قرين با شهادت خود و ملائكه قرار داده، و اصل قرين بودن گرچه فضيلت عظيمى است، ولى در كيفيت شهادت نيز شايد قرين باشند، و اين از غايت كمال و عظمت است؛ زيرا كه شهادت حق- تعالى شأنه- فقط شهادت قولى نيست، چنانچه شهادت ملائكه نيز شهادت قولى محض نيست، بلكه اين شهادت ذاتى [است] كه نفس كمال وجود دليل بر وحدت است، چنانچه در محل خود مقرر است. [٤] و بنا بر اين براى اولو العلم نيز مقام صرافت وجود ثابت شده است، و اين كمالى است كه فوقِ آن كمالى نيست.
و علم تأويل قرآن را به راسخين در علم اختصاص داده پس از ذات مقدّس خود، چنانچه فرموده: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» [٥] الى غير ذلك از خواصى كه خداوند براى علم و فضايلى كه براى اهل علم مقرر
[١] نه سوگند به پروردگارت كه ايمان نياورند، مگر آنكه تو را داور قرار دهند در نزاعى كه ميان آنهاست ...
(نساء/ ٦٥).
[٢] به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم. (حِجْر/ ٩٢).
[٣] خداوند حكم كرد، و فرشتگان و صاحبان دانش؛ كه هيچ معبودى جز او نيست ... (آل عمران/ ١٨).
[٤] نگاه كنيد به: تفسير القرآن الكريم، محيى الدين بن عربى، (اين تفسير در اصل همان تأويلات مولى عبد الرزّاق كاشانى است)، ج ١، ص ١٧٣؛ تفسير الصافي، فيض كاشانى (ره)، ج ١، ص ٢٩٩.
[٥] تأويل قرآن را جز خدا، و آنان كه در دانش قدم استوار دارند، نمىدانند. (آل عمران/ ٧).