شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٥ - فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضايل علم از طريق نقل
پس معلوم مىشود اكرميّت حق تعالى علّت براى تعليم علم است، و اگر چيزى افضل از علم بود، مناسب بود در اين مقام كه با صيغه افعل التفضيل ذكر شد، آن مذكور شود. [١]
چهارم، وجهى است كه به نظر نويسنده رسيد در اين حال، و آن از تفضّلات خداوند كريم است كه تعليم كند، انسان را آنچه ندانسته است. آن وجه آن است كه خداى تعالى خلقت انسان و تعليم او را به رَبّ محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- نسبت داده، و رَبّ محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- چنانچه در علم اسماء مقرّر است، اسم جامع اعظم است، و اين اسم اعظم مبدأ خلقت انسان كامل است، و ديگر موجودات لياقت مبدئيت اين اسم را ندارند. و خداى- تبارك و تعالى- از غايت تشريف علم و عظمت آن، خلقت او را نيز به رَبّ خاص به محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- نسبت داده، و حق تعالى در مواردى كه عنايت خاص به امرى دارد، ربّ محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- را ذكر مىفرمايد، چنانچه از مطالعه قرآن كريم و مراجعه به آيات شريفه كه به اين سياق است، معلوم شود.
چنانچه در آيه شريفه سوره «هود» فرمايد: «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» [٢]؛ صراط مستقيم را به ربّ محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- نسبت داده، و اين علاوه بر تناسب مقام استقامت مطلقه با ربّ انسان كامل، به واسطه غايت عنايت به مطلوب، اين اضافه مذكور شده.
و نيز در آيه شريفه تحكيم فرمايد:
[١] التفسير الكبير، فخر الدّين رازي، ج ٢، ص ١٨٦- ١٨٩.
[٢] هيچ جُنبندهاى نيست مگر آنكه زمام اختيارش را او گرفته است، هر آينه پروردگار من بر راهى راست مىباشد. (هود/ ٥٦).