شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٩ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
شرايط و شطور آن بيان شده باشد در متن دين طرح مى شود , مانند بسيارى از مسايل علم اصول فقه كه از علوم اسلامى بشمار مى رود و بعضى از مسايل مربوط به معاملات در فقه كه از علوم دينى محسوب مى گردد آشنايان به اين دو بخش عظيم از علوم اسلامى مى دانند كه هرگز اين دو قسم همانند بخش عبادى فقه سرشار از نصوص دينى نيستند , حتى در فرق بين آن دو و بخش عبادى فقه گفته اند كه پيچيدگى مسايل اصول فقه و بخش معاملات فقه در قلت نصوص و كثرت اصول و قواعد عقلى و عقلانى است , كه استنباط و جمع آورى و جمع بندى آنها سهل نيست , و دشوارى مسائل عبادى فقه در اثر كثرت نصوص تعبدى و قلت اصول عقلانى است چه استظهار از آن كثرت نصوص تعبدى و قلت اصول عقلانى است چه استظهار از آن همه روايات بعد از گردآورى و نيز جمع بندى آنها بعد از استظهار فردى , سعى بليغ و همتى والا و هوشى سرشار مى طلبد
خلاصه اينكه همه اينها جزء علوم دينى بشمار مى آيند در جايى كه براى حل بعضى از مسائل اصول فقه و يا مبحث معاملات فقهى مباحث عميق و به دنبال آنها اصطلاحات فراوانى مطرح است , كه در متون دينى هرگز نه آن مباحث عميق به چشم مى خورد و نه اين اصطلاحات فنى , نظير مباحث اشتراط و اطلاق , تعليق و تنجير , صحيح و اعم , سرايت تعدد عنوان به معنون يا تعدى وحدت معنون به عنوان در اجتماع امر و نهى , حكومت و ورود , تخصيص و تخصص , تقييد و تقيد , اقل و اكثر ارتباطى و استقلالى , فرق بين شرط و سبب , و مقتضى و مانع , شرط متاخر و متقدم و مقارن و ساير مطالب و نيز اصطلاحات اصولى و فقهى كه عصاره استنباطات اصوليون و فقيهان متضلع است , و هركدام مطلب عميقى از يك اصل جامع استظهار كرده و براى استنباط آن مقدمه اى ياد نموده اند و براى استنتاج آن نيز موخره اى ترتيب داده اند , كه تراكم مباحث اصول فقه يا مطالب بخش معاملات فقه بيانگر آن است