شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٨ - نقد نسبيت
جمعى است , اينگونه از تشبيه ها در صورت تكرار با عبارت هاى جاذبه دار , زمينه را براى مصادره بر مطلوب يا تمسك به عام در شبهه مصداقيه همان عام فراهم مى سازد
گاه نيز برخى از بخشهاى اين منظومه ادعايى مانند بخشهاى تجربى آن به طبقات پايين يك ساختمان تشبيه ميشود تا بدينسان نقش محورى آن بخش در تحول و تزلزل ديگر بخشهاى معرفتى تبيين شود
اين ادعا كه معرفت بشرى خصيصه اى نظامواره دارد , به اين معنا كه هر بخش آن نسبت به مجموعه نظام معرفتى كم و بيش اثرى تعيين كننده دارد و اين ادعا كه تمامى معانى و مفاهيمى كه سازنده سازمان معرفت هستند امورى نسبى هستند كه در شرايط و تقابل با يكديگر حقيقت خود را باز مى يابند , بگونه اى كه هرگونه تغييرى كه با ايجاد و يا حذف يك مفهوم حاصل ميشود و يا صرفا در نسبتى از نسب آن مفهوم واقع مى گردد , تحول در تمامى ابعاد معرفتى را بدنبال مى آورد , ادعايى است كه نيازمند به برهان است كسى كه اين ادعا را مى نمايد بايد ثابت كند كه مسائل هر علم را با مبادى ديگر علوم مى توان اثبات كرد
اين ادعاى وسيع نه تنها با چند تشبيه و يا چند مثال و استشهاد جزيى از ربط و پيوند ميان برخى از علوم , اثبات نمى شود بلكه دلايل مستقلى نيز بر بطلان و عدم صحت آن وجود دارد كه در ضمن اشكالات بعدى مطرح مى شوند
اشكال نهم :
از جمله دلايلى كه بر بطلان تشبيه هاى مربوط به نسبى بودن