شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٦٦ - تقدس علوم طبيعى و زيستى
آن بخش از مباحث هستى شناسى كه مستقيما مربوط به اصول دين مى باشند به وضوح در حوزه نزاع قرار دارند و از اين رو ادعاى فوق در مورد آنها بى نياز از برهان و استدلال زائد است وليكن داعيه تقدس در مورد ساير علومى كه اسلام قرآن و عترت درباره آنها قواعد و قوانينى را ارائه كرده اند نيازمند به توضيحى بيشتر است كه فصل بعد به آن پرداخته مى شود
تقدس علوم طبيعى و زيستى
در بخش اول كتاب , دين نه به صورت يك واقعيت جامد بلكه به عنوان زبان گوياى آفرينش , تمام حقيقت آن و يا بخش بنيادين آن عبارت از علم به انسان و جهان هستى و آگاهى از شيوه سلوك و طريق وصول آدمى به معرفت حقيقى و سعادت ابدى است
تحصيل معرفت دينى براى اولياء و انبياء الهى با ابزارهاى حسى و يا عقلى نبوده بلكه از طريق وحى حاصل مى شود وليكن وحى به عنوان نوعى عالى از معرفت هيچ گاه مخالف با دانش عقلى و ادراك حسى نمى باشد
وحى معرفت برترى است كه شناختى جديد از هستى را در معرض دريافت انبياء و اولياء ( ع ) قرار مى دهد
بعد برترى كه تنها توسط وحى و الهامات غيبى قابل دريافت است , الزاما بخشى ممتاز و بيگانه نسبت به عوالمى كه در معرض ادراكات حسى و يا عقلى مى باشند , نيست بلكه گذشته از آن شناختى عميق تر و دقيق تر از اين عوالم را نيز شامل مى شود
كسى كه از وحى و يا الهام الهى بهره مى برد علاوه بر آن به