شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٦ - نقد نسبيت
برهانى از صور منطقى و موادى كه در منطق از آنها بحث مى شود , استفاده مى كند , و مغالطه در برهان و در ديگر حركتها نيز كه همان فريب و فريبكارى است در هر علمى اعم از علوم حقيقى و اعتبارى و يا علوم درجه نخست و علومى كه در تمامى رديفهاى بعدى قرار مى گيرند با شيوه و روش منطقى انجام مى شود
مغالطه برهانى از موادى كه ضرورى نما , دائمى نما , ذاتى نما و كلى نما و يا از صورى كه توهم يكى از صور منتج برهانى را به دنبال داشته باشد استفاده مى نمايد و مغالطه خطابى , جدلى و شعرى نيز تنها در صورت تخطى از شرايط مورد نياز با حفظ برخى از امورى كه صدق مغالطه محتاج به آنهاست , محقق مى گردد غرض آنكه مغالطه هم كاملا نظم منطقى دارد يعنى حتما بايد برابر شرائط صورى يا مادى نباشد وگرنه مغالطه نخواهد بود
نكته ديگر اين كه منطق عليرغم شمول نسبت به تمامى علوم در تمامى مراتب تنها به توزين حركتهاى مختلف علمى پرداخته و هيچ نقشى را نسبت به كالاهايى كه به وسيله آن به سنجش آمده و از طريق آن در معرض داورى قرار مى گيرند , بر عهده نمى گيرد برخى از كالاها به وسيله حس , خيال , وهم و برخى ديگر از طريق عقل و يا ديگر ابزارهاى ادراكى تحصيل و تامين شده و بدين ترتيب همراه با حركتهاى مختلف منطقى علوم مختلف و خطاها و صوابهاى گوناگون در چهارچوب روشهاى منطقى شكل مى گيرند
تبيين نقش منطق به صورت فوق براى كسى كه از آن به عنوان مثال و يا نمونه جهت تاييد بر پيوند و ترابط همه جانبه علوم استفاده مى كند اين توهم را ايجاد مى نمايد كه منطق مى تواند نه تنها در حد