شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٧ - نقد نسبيت
يك مويد , بلكه به عنوان يك برهان تام مورد استفاده قرار گيرد , زيرا با بيان مذكور همه علوم ناگزير از نظام منطقى واحدى تبعيت كرده و هر يك از معارف در چهارچوب اين نظام از جايگاه ويژه خود برخوردار است
بر فساد اين توهم كه مدعى اثبات ترابط علوم و در نتيجه اثبات نسبيت فهم و معارف بشرى از طريق تجويز حركت و تغيير و بيان امكان آن براى تمامى دانسته هاى آدمى است , بسيارى از اشكالاتى كه از اين پيش مطرح شد و خصوصا آن اشكالاتى كه در نفى استفاده از حركتهاى منطقى به عنوان نمونه و يا شاهد ذكر گرديد , كفايت مى كند
در اشكال دهم بر اين مسئله , برهان اقامه شد كه لوازم مشترك دانسته هاى مختلف از تحولاتى كه مى تواند در دامن آنها واقع گردد به طور قطع و يقين تاثير نمى پذيرند
به عنوان مثال برهان نظم در صورتى كه شكل برهانى آن تام باشد , و يا برهان حركت هيچ ارتباط و پيوندى با حركت و يا نظمى خاص و با تئورى ها و قوانين مختلفى كه درباره نظم و حركت در علوم طبيعى داده مى شود , نداشته و در نتيجه تحولات علمى اى كه مدعى انتقال حركت از زمين به آسمان و يا مدعى سريان آن به جهان هاى كوچك و بزرگ مى شوند , و هم چنين داده هاى مختلف علوم طبيعى كه نظامهاى شگفت خرد و كلان را هر روز بگونه اى در معرض فهم و انديشه آدميان قرار مى دهند هيچ گاه نمى توانند اثرى در برهان فلسفى حركت و يا نظم داشته باشند
دو برهان فلسفى حركت و نظم گرچه از مقدمه طبيعى كه مربوط