شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨ - چند تذكر
ذاتى باب برهان اعم از ذاتى باب ايساغوجى و ذاتى خارج محمول است
معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و نفى ضرورتهاى دينى
٣٤٤ضرورى دين غير از ضرورت عقلى است ضرورى دين غير از اصول دين است هر چه انكار آن مستلزم كفر باشد ضرورى دين نيست معناى ضرورت دين ضرورى دين در فضاى تعاليم دينى هرگز تبديل به نظرى نمى شود تفاوت ضرورى دين و ضرورى فقه ضرورى دين مشتمل بر استناد يقينى يك حكم به شريعت و دينى خاص است معرفت شناس معتقد به نسبيت فهم با مشاهده دوام و ثبات خارجى يك گزاره منكر ضرورت آن است معرفت شناس از طريق داورى فقهى و دينى به انكار ضرورتهاى دينى نمى پردازد تا پرواى استدلال دينى داشته باشد تعيين مصداق ضرورى و غير ضرورى بر عهده علم درجه اول است
حكم فقهى احتمال دگرگونى ضرورتهاى دينى
٣٥٣فقيه حكم را با روش فقهى صادر مى نمايد و داورى معرفت شناسانه ندارد فعل اختيارى معرفت شناس , گفتار و سخن او , موضوع حكم فقهى است
معرفت شناسى و تجرد معرفت
٣٥٦وجود حركتهاى علمى براى معرفت شناسى كه تجرد معرفت را مى پذيرد مشكلى را ايجاد نمى كند حركت علمى حاصل تلاش انسان براى رسيدن به معرفت ثابت است معرفت شناس درباره صحت و سقم قضاياى علوم مورد بررسى نظر نمى دهد مشاهده قضاياى متناقض موجب انكار راه براى شناخت صحيح نمى شود يكى از دو نظر روياروى صحيح و ديگرى غلط است تشخيص نظر صحيح و يا غلط