شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤٣ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و انكار ضرورت هاى علمى
يا در محدوده فرض و اعتبار و بدون آن كه از احكام يقينى بين و آشكار كمك گرفته شود , حكمى ضرورى , يقينى در مورد يك موضوع محدود و مقيد و يا حتى درباره يك موضوعى كه موجود به وجود فرضى و يا اعتبارى است حاصل گردد
نقد سوم اين است كه با صرف نظر از اين كه در قضاياى تحليلى مشتمل بر تكرار همانگونه كه در نقد دوم گذشت ضرورت از ناحيه صرف تكرار تحصيل نمى شود و با صرف نظر از اين كه در حمل خارج محمول مطابق آنچه در نقد اول گذشت همواره اخبارى جديد نسبت به موضوع وجود دارد , قضاياى ضرورى هرگز محدود به دو دسته فوق از محمولات نمى باشند , زيرا همانگونه كه در فن برهان از مباحث منطقى اثبات شده است , يقين مربوط به عوارض ذاتى است و مراد از عرض ذاتى , ذاتى باب برهان است كه اعم از ذاتى باب ايساغوجى و ذاتى خارج محمول بوده و مشتل بر محمولات بالضميمه نيز مى باشند , چه اين كه بعضى از قضاياى ضرورى كه موضوع آنها با حركت جوهرى خود محمولى را به همراه دارد , نيز مشتمل بر محمولات بالضميمه مى باشند
آنچه تاكنون بيان شد اثبات اين حقيقت بود كه معرفت شناسى كه بر اساس نسبيت فهم به داورى درباره داده هاى علوم مختلف بشرى مى نشيند , از هيچ راهى نمى تواند با نفى امكان تغيير و تحول نسبت به برخى از قضيه ها , بدون آن كه نظر به قضيه اى خاص از علوم جزيى داشته باشد , ضرورت و يقين و در نتيجه ثبات و دوام را براى برخى از گزاره ها , هر چند به اجمال جايز بداند عجز و ناتوانى فوق همانطور كه بيان شد مربوط به همه علوم و همه قضايا و از جمله علوم