شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤١ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و انكار ضرورت هاى علمى
مستخرج از صميم و حاق ذات موضوع بوده و در اصطلاح[ خارج محمول] ناميده مى شوند آنها مى كوشند تا با الحاق قضاياى رياضى و منطقى به اين دسته از قضايا , يقين مشهود در آنها را توجيه نمايند
نقد اولى كه بر اين تلاش وارد است همانگونه كه اشاره شد از ناحيه پندار تساوى بين قضاياى تحليلى در اصطلاح مزبور , با قضايايى است كه محمول آنها اصطلاحا خارج محمول ناميده مى شود
خارج محمول به معناى آن محمولى نيست كه به عنوان بخشى از موضوع از اجزاء تحليلى آن بوده و از اينرو حمل آن بر موضوع به دليل آن كه در حقيقت محمول بر خودش حمل مى شود داراى ضرورت به شرط محمول باشد , بلكه خارج محمول به معناى محمولى است كه از متن موضوع استخراج و استنباط شده و از صميم و از حاق آن فهميده مى شود و از اينرو تغاير مفهومى آن با موضوع محفوظ بوده و در نتيجه هرگز از اجزاء تحليلى موضوع به شمار نمى آيد بلكه از لوازم ضرورى آن محسوب مى گردد
اين گونه از محمولات هر چند وجودى ممتاز از وجود موضوع خود ندارند تا آنكه منضم به وجود موضوع شوند وليكن هرگز در دايره مفهوم و معناى موضوع قضيه نيز نبوده و از اينرو حمل آنها بر موضوع خود به حمل اولى كه در محدوده ذات و ذاتيات موضوع است بر نمى گردد
با اين بيان روشن مى شود كه خارج محمول گرچه بر موضوع خود به نحو ضرورت حمل مى گردد وليكن اين ضرورت هرگز يك ضرورت به شرط محمول نيست تا آن كه حمل آن بر موضوع چيزى را