شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٠ - نقد نسبيت
رئاليسم و واقع گرايى قائلين به معرفتهاى يقينى , ضرورى و ثابت[ براى گريز از خطا و توسعه در دانشهاى طولى و عرضى] در فراروى عالمان علوم مختلف قرار مى دهد
اشكالات ياد شده هر يك برهانى تام و گواهى گويا است بر اين كه مثالها و شواهد مورد استشهاد نه تنها مويد تئورى ترابط علوم و در نتيجه حركت تمامى علوم و عدم ثبات قطعى و ضرورى و نسبيت فهم و دانش بشرى نمى باشد بلكه مبطل ادعاى مذكور و مثبت ادعاى مقابلى است كه به شناخت ضرورى و ثابت و عدم جواز تغيير برخى از علوم و يا استحاله تغيير علم و دانش است
نكته ديگر در فساد دفاعى كه از طريق تئورى ترابط علوم براى اثبات نسبيت فهم بشرى اقامه شده اين است كه دفاع مزبور نتيجه اى بر خلاف آنچه كه مدافع بدنبال آن است به بار مى آورد زيرا در اين دفاع با استفاده از ملازمه بين ترابط علوم و نسبيت فهم كوشش شده است تا از علمى بودن تئورى مزبور , از جهت همان تلازم , به دليل آن كه در بيان فوق عليرغم تاييداتى كه براى آن تصوير شده و بر فرض صحت تمام آن تاييدات از ناحيه خصلت ابطال پذيرى خود همچنان اثبات نشده باقى مانده است , با هر برهانى كه بر ابطال و فساد نسبيت فهم اقامه شود , ابطال خواهد شد
ممكن است گفته شود تئورى ترابط علوم يك تئورى معرفت شناسانه اى است كه بر اساس مشاهده تحولات و دگرگونيهاى مشهود در زندگى و در تلاشهاى علمى عالمان مختلف , اظهار شده و از اينرو ابطال فلسفى نسبيت فهم تاثيرى در حكم معرفت