شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٤ - نقد نسبيت
است , نمى توانيم تنها بر اساس احتمال مربوط به آن رمه و يا كيسه نسبت به رنگ آنچه كه در پيش داريم قضاء و حكم ظنى كنيم
آنچه ذكر شد وقتى است كه شك داشته باشيم كه آيا گوسفندى كه در پيش است متعلق به رمه مورد نظر يا متعلق به يك رمه ديگر است اما وقتى كه يقين داشته باشيم كه گوسفندى خاص از آن رمه نيست شكى نيست كه احتمالات مربوط به آن رمه در تعيين احتمال غالب مربوط به رنگ آن گوسفند , هيچ دخلى ندارد , زيرا در اين مورد اصلا تمثيلى محقق نيست تا آن كه احتمالات مربوط به آن بررسى شود
در مسئله مورد بحث ما نيز پس از اثبات تجرد معارف و مفاهيم علمى و بعد از علم به اين كه حركت در ظرف وجود انسان از جهت تعلقى كه به ماده دارد واقع مى شود , جاى هيچ شكى نيست كه مشاهدات مربوط به حركتهاى علمى انسان و نمونه گيريهايى كه در اين مورد مى شود نقشى در مورد تبيين وضعيت حركت در مفاهيم علمى ندارند چه رسد به اينكه از اين طريق بخواهيم فراگيرى حركت نسبت به تمامى علوم و از آنجا عصرى بودن و نسبى بودن دانش را اثبات نمائيم
از جمله مثالهايى كه براى حركت و پيوستگى تمامى علوم و از جمله علوم حقيقى و اعتبارى ياد مى شود اين است كه چون گفته شود ([ , سعدى در فلان سال متولد شد ) ) و گفته شود[ قرآن بر حق است] بين اين دو رابطه است بگونه اى كه حركت بسوى يكى از اين دو و قبول آن مستلزم حركت بسوى ديگرى و پذيرش آن مى باشد , زيرا كه هر دو از راه تواتر ثابت مى شوند و نمى شود تواتر را در يك مورد پذيرفت و در مورد ديگر نفى كرد