شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٤ - فصل سوم مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
است , نه سبب زوال مساله قبلى
نتيجه آنكه , نه همه معارف غير دينى در سيلان است , بطورى كه معرفت مطلق و ثابت وجود نداشته باشد , و نه همه معارف دينى در رهن معارف متغير غير دينى است تا با دگرگونى يك معرفت غير دينى معارف دينى نيز متحول گردد , به نحوى كه فهم دينى عصرى و نسبى شود
البته اشكال و انحاء ارتباط گوناگون است و بعضى از آنها چنانكه اجمالا اشاره شد و به تفصيل در متن كتاب خواهد آمد زمينه سوال را از علوم دينى فراهم مى كند , و صرف طرح سوال جديد هرگز مايه نسبى شدن فهم دينى نخواهد شد پس نمى توان چنين توصيه كرد كه سر كشيدن به معارف ديگر شرط بى چون و چراى تصحيح معرفت دينى و تكميل آن است گاهى تحولى مهم در بعضى از علوم تجربى اصلا تاثيرى در مسائل مثلا فلسفى ندارد , نظير آنچه قبلا پيرامون ربط حادث به قديم , ربط متغير به ثابت , دوام فيض و حدوث مستفيض و مانند آن بيان شد كه از مسائل اساسى فلسفه الهى اند و تحول هاى زمين محورى و يا آفتاب مدارى هرگز بر آنها اثر نگذاشته و نمى گذارد , چه اين كه خود فلسفه قبل از تحول علوم تجربى راه حل عميقى براى توجيه مطالب ياد شده ابداع نموده و آن حركت جوهرى اشياء مادى است كه از درونشان پديد مى آيد نه از بيرون
فصل سوم : مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
روشن شدن مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست سهم بسزايى در رهايى از خلط مطالب و تاثير مهمى در رسيدن به مطلوب خالص دارد قداست در مواردى چند بكار ميرود
١ قداست به معناى مطلق ارزش كه فراهم كردن شى ارزشمند مايه مدح جامعه و ترك آن سبب قدح اجتماع مى شود , مانند دانش سودمند و علم موثر در تامين رفاه و سعادت بشر , كه در اين گونه موارد هر امتى دانش