شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٣٣ - معرفت شناسى و مسئله نسبيت
يصلح العطار ما افسد الدهر
معرفت شناسى و مسئله نسبيت
همانگونه كه در بيان مبادى معرفت شناسى گذشت مسئله نسبى و يا عصرى بودن شناخت يك مسئله فلسفى است , هر چند كه در تبيين آن ممكن است از اصول موضوعه اى كمك گرفته شود كه مربوط به ساير علوم است
در طى فصول گذشته اشكالات و نقدهاى فلسفى اين نظر به تفصيل ذكر شد , اينك اين مسئله فلسفى از آن جهت كه به عنوان يكى از مبادى معرفت شناسى و خصوصا معرفت شناسى دينى اخذ مى شود مورد بررسى قرار مى گيرد
كسى كه به نسبيت شناخت و فهم قائل است تحولات , تغييرات و دگرگونيهايى را كه در طى تلاشها و يا نزاعهاى علمى دانشمندان پيش مى آيد لازمه طبيعى نسبيت فهم مى شمارد , چه اين كه گاه نيز از تحولات و تغييرات مشهود علمى به عنوان يك اصل موضوعى براى اثبات نسبيت كمك مى گيرد , هر چند كه اين استعانت همانگونه كه گذشت خالى از اشكال نيست
آنچه كه براى قائل به نسبيت فهم در مقام معرفت شناسى مشكل است هرگز وجود تغيير در علوم نيست , بلكه ثبات و دوام علوم و يا حتى علمى از علوم است
از نظر معرفت شناسى كه نسبيت دانش و فهم را به صورت يك مبدء فلسفى پذيرفته است , ثبات و دوام تنها يك پندار متغير و متزلزلى است كه در ظرف ذهن برخى از دانشمندان در تحت شرائط معرفتى