شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٤ - نقد نسبيت
الهى است و از ميان ابواب منطق نيز بخش مواد , اعظم از ديگر بخشها است
همانگونه كه بيان شد ديدگاه هستى شناختى اى كه منطق را در جستجوى شناخت يقينى و ضرورى بارور مى نمايد اولويت مباحث منطقى را متوجه اين نوع از شناخت گردانيده و در همين فضا كتاب برهان اوجگاه منطق و همچنين بخش موجهات قضايا آوردگاه عظيم ابطال و پهلوانان صحنه تعليم و تعلم مى گردد وليكن در منطق هايى كه از فلسفه هاى حس گرايانه و شك انگار غربى تغذيه مى كنند بيشتر مباحث روش شناختى به آموزشهاى تجربى و استقرايى و خصوصيات مواد مربوط به اين ميدانهاست , و مواد برهانى و احكام مربوط به آنها يا مستقيما انكار شده و يا به عنوان گزاره هاى بى معنا از دايره آنچه كه به آن نام علم مى نهند خارج مى گردند و مباحث موجهات نيز در اينگونه از منطق ها بر پايهاى لرزان و ناتوان آن در تمرين قدم زدن و آزمون رفتن , ز هر شكست و تلخى ناكامى را مى چشد
از آنجا كه توجه به علوم يقينى به منزله انكار دانشهاى ظنى نيست , بدون شك , روشهاى ظنى علوم , كه كاربرد عملى آنها اولويت دارد , نه در عرض منطق قديم بلكه در چهارچوب آن قابليت بسط و توسعه اى بيش از پيش را داراست به اين معنا كه روشهاى مختلف نمونه گيرى كه در حوزه هاى علوم تجربى به تناسب مواد مختلف ابداع شده و ره آورد هر يك با ضريب اطمينان خاصى حد و مرز پيش بينيهاى خود را مشخص مى دارد , بخشى از علوم واحد منطق بوده و در عرض و يا روياروى با آن نيست