شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٨ - نقد نسبيت
به موجودات مادى است استفاده مى كند وليكن به دليل اين كه به حركت و نظمى خاص مستند نمى باشند , هيچ يك از ديدگاههاى مختلفى كه درباره حركت زمين و يا خورشيد مطرح مى شود و هيچ يك از نظرگاههاى گوناگونى كه درباره نظم بر اساس خورشيد محورى يا زمين مركزى شكل مى گيرد در آنها اثر نمى گذارد
ممكن است فيلسوفى كه برهانهاى مذكور را اقامه مى نمايد , در مسائل طبيعى نيز صاحب نظر بوده و در زمينه حركت و نظم زمين و آسمان تاليفاتى داشته باشد وليكن به دليل آن كه برهان هاى ياد شده , بر لازمه مشترك تمامى حركتها و نظم ها استوار شده اند هرگز بين برهان فلسفى آن فيلسوف با براهين و استدلالهايى كه درباره چگونگى نظام كيهانى بيان مى نمايد , پيوند و ربطى وجود ندارد و از اينرو تغيير در استدلالهاى طبيعى او و يا صحت و سقم آنها در ثبات و تغيير برهان فلسفى ( نظم حركت ) و صحت و سقم آن نقشى را ايفا نمى نمايد
برهان صديقين هم در تمام تقريراتى كه از آن وجود دارد به هيچ يك از علوم و احكامى كه مختص به موجودى خاص از موجودات طبيعى و يا غير طبيعى است ارتباط ندارد , بوعلى سينا كه برهان صديقين را بر اساس امكان ماهوى تاسيس و تقرير مى نمايد با توجه به بى نيازى اين برهان حتى از لوازم مشترك امور طبيعى نام صديقين را براى آن بر مى گزيند , و صدرالمتالهين و حكماى متاخر از آن , با انتقال محور برهان از امكان ماهوى به امكان فقرى استقلال و استغناء آن را از احكام عامه ماهيات نيز تامين مى نمايند
در بسيارى از مسائل فقهى نيز كه با برخى از امور طبيعى ارتباط موضوع و حكم را دارند نفى ربط بين احكام مختلف طبيعى و فقهى