شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٣ - نقد نسبيت
علمى , فرضيه ترابط عمومى معارف بشرى به عنوان يك تئورى كه هرگز ابطال آن به فعليت نخواهد رسيد خوانده مى شود , و اين در حالى است كه انديشه برهانى مقابل كه بدون انكار ارتباط حركتهاى علمى در بسيارى از حوزه ها , تنها به انكار ارتباط همه جانبه و فراگير مى پردازد به عنوان يك تئورى كه گرچه تاكنون ابطال نشده است وليكن به دليل آن كه فعليت ابطال آن در آينده پيش بينى مى شود از قبل مردود و ابطال شده اعلان مى گردد
توضيح آنكه اگر دو عبارت[ همه علوم و همه حركتهاى علمى در ارتباط متقابل با يكديگر هستند] , كه موجبه كليه است و[ برخى از دانشها و حركتهاى علمى در يكديگر تاثير نداشته و بى ارتباط با هم هستند] با صرف نظر از براهين عقلى كه در اثبات و يا ابطال هر يك از آن دو مى توان اقامه كرد , به عنوان دو فرضيه اى در نظر بگيريم كه گرچه اثبات نشده وليكن ابطال هم نشده باشند , شكى نيست كه براى ابطال فرضيه نخست كه مدعى ترابط همه علوم و هويت جمعى همه دانشها است , تنها ارائه و نشان دادن دو گزاره علمى كه بود و نبود يكى يعنى دو طرف نقيص يكى از آن دو نسبت به صحت و سقم ديگرى بى ارتباط باشد , كفايت مى كند و البته اين راهى است كه در اشكال دهم طى شده است و اما براى ابطال فرضيه دوم كه يك سالبه جزئيه است , ارائه چند مورد جزيى ربط هرگز كارساز نيست , بلكه بايد پيوند و ارتباط بين همه علوم و دانشها و ارتباط متقابل آنها براى هميشه اثبات گردد
گاهى براى اين كه پيوند و ترابط همه علوم از طريق همراهى حركتهاى علمى و فكرى در تمامى زمينه ها ارائه شده و بدين ترتيب